X
تبلیغات
رایتل

آنکه بی باده کند جان مرا مست کجاست...

سه‌شنبه 12 اردیبهشت 1396 ساعت 18:08

گلدونه دیشب برام تعریف می کنه،که نیوشا با دیدن فیلم و عکس های سفر بغض کرده و گفته دلم میخواد گریه کنم...سفر رفتن و برنامه ریزی اش واقعا سخته و مسئولیت داره .از همون اول دلم می خواست که گلدونه و بچه هاش همراهی مون کنند توی سفر.وقتی بهم خبر داد که نمی تونه بیاد، چند بار اصرارش کردم، گفتم همه چی با خودم، تو فقط بیا...به این فکر کردم که اگر نتونستم خودشو راضی کنم به همسرش زنگ بزنم و اجازه شون رو بگیرم...خواهرکم به خاطر خرید خونه اش ، سال گذشته نتونسته سفر بره...خدا رو شکر روز آخر اعلام کرد که می آدش...و من سرخوش از این خبر ...بچه هاش واقعاً دوست داشتنی اند...این فسقل بچه، یه ذره آزار و اذیت نداشت...فقط بازی و خنده ...

خوشحالم که اصرار کردم، خوشحالم که با وجود مسافت زیاد و نگرانی بابت جاده و ماشین دلم رو دریایی کردم، همه چی رو به خدا سپردم...از همه بیشتر به خودم خوش گذشت، خیلی خیلی...تک تک لحظات سفر را دوست می داشتم...با اینکه روز آخر حدود هشت ، نه ساعت توی ماشین بودیم...خستگی هاش، مسخره بازی هاش، شیطنت هاش...جاهایی از مسیر تو دل شب که جاده تنگ و پیچ در پیچ می شد و در دل من غوغا بود...جاهایی از مسیر که وروجک ها مسیر رو گم کردند و موبایل ها در دسترس نبودند...و هر کدام از یه مسیر متفاوت به مقصد رسیدیم...

یه جاهایی باید خیلی چیزا رو به جون بخری، ریسک کنی...مسئولیت مهمانانی عزیز که از راهی دور، زحمت سفر را تقبل کرده اند، را برداری و راهی شوی، راهی سرزمین دورتر...

زاینده رود زیبا، بابت میزبانی ات متشکرم، اصفهان دوست داشتنی بابت هوای ابری و دل انگیزت ممنونم...ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا تو سفر کنی به سلامت....

خدایا صد هزار مرتبه شکر بابت همه نعمت هایت...


***

آنکه بی باده کند جان مرا مست کجاست؟

وآنکه بیرون کند از جان و دلم دست کجاست؟

وآنکه سوگند خورم ، جز بسر او نخورم

وآنکه سوگند من و توبه ام اشکست کجاست؟

وآنکه جانها بسحر نعره زنانند ازو

وآنکه ما را غمش از جای ببردست کجاست؟

جان جانست و گر جای ندارد چه عجب؟!

این که جا می طلبد در تن ما هست کجاست؟

پردۀ روشن دل بست و خیالات نمود

وآنکه در پرده چنین پردۀ دل بست کجاست؟

عقل تا مست نشد چون و چرا پست نشد

وآنکه او مست شد از چون و چرا رست کجاست؟

" مولانا "


نظرات (7)
شنبه 16 اردیبهشت 1396 ساعت 10:57
پل خواجو و آواز و بزم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
پل خواجو و حال و هواش تو روز عید دیدنی بود...حال دل منم خوب بود باعزیزانم...
برات آرزو می کنم بزودی با نخودچی رو پل خواجو قدم بزنی
جمعه 15 اردیبهشت 1396 ساعت 21:07
سلام بانو.. خواستم به غزل جان بگم زیباتر از اصفهان داریم.. اونم دو جاست. یکی شیرازه.. یکی هم رشت........ نمیدونم چرا از اصفهان زیاد خوشم نمیاد.. هنرش فوق العاده است.. ولی شهرش یه جوریه..
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام به روی ماه بانوی شمالی
هر گلی بویی داره ... دوست داشتن مکان بستگی به حال و هوای دل ات داره...حال دلت اگه خوب باشه ، کویر هم بری قشنگ میشه
پنج‌شنبه 14 اردیبهشت 1396 ساعت 11:55
چه کار خوبی کردی خااااله
دوستت دارم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سفررررررررررررر بهترین کار ممکنه ... دل کندن و رفتن...
خودت هم لعنتی ترین دوست داشتنی هستی
چهارشنبه 13 اردیبهشت 1396 ساعت 08:02
خاله بهار مهربون دوستت داریم .
الهی تنت سلامت و دلت شاد باشه خانم دکتر نازنینم.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دلم شمال خواست
یه عروسی جانانه تو شمال ، چه کیفی میده
سه‌شنبه 12 اردیبهشت 1396 ساعت 22:03
سلام عزیز مهربانم
خوشحالم که گلدونه عزیز و نیوشا و شما لحظه های خوبی داشتین ....تکرار این خوشی رو براتون آرزو دارم
منم دلم لک زده برای یه سفر حسابی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
جات سبز دردانه جانممممممم
سه‌شنبه 12 اردیبهشت 1396 ساعت 19:02
از نظر من زیباتر از اصفهان نداریم اگر زاینده رودش رو نکشند و بزارند نفس بکشه
خدا رو شکر که بهتون خوش گذشته
همیشه به خوشی بانو
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اصفهان، اصفهان...بری اصفهان اون هم روز عید...همه جا شاد و زنده...
زاینده رودش سخاوتمند و مهمان نواز بود...داشتم برای دوستم از ترانه خوانی های زیر پل می گفتم که دیدم صدای دست و آواز میاد...
سه‌شنبه 12 اردیبهشت 1396 ساعت 12:12
چقدر خوشحالم که اینهمه بهت خوش گذشته
همیشه خداوند نگاه به نیت و دلمون میکنه
و اینکه چقدر دلت دریایی و مهربونه را خداوند آگاهه
همیشه شاد و سلامت باشی
در کنار عزیزانت
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خیلی خوش گذشت تیلوجانمممم...مخصوصا هوا که عالی بود.ابری و لطیف
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.