X
تبلیغات
رایتل

دل اکم ...

پنج‌شنبه 28 اردیبهشت 1396 ساعت 18:01

به هر کاری دست میزنم که حال دلم رو خوب کنم ، ...دلی که از پرواز روژین به تنگ آمده ...غمگین است...از درست کردن گروه بانوهای بلاگر تا درد دل با آبجی خانم اش، انگار نیاز دارم حرف بزنم در موردش، با کسی که میشناسدش...

امروز با خواندن وبلاگ روی ماه خداوند را ببوس، بغضم ترکید،  با شنیدن صدای سازش ، سازی که با سوز برای روژین نواخته بود...با صدای بلند های های گریه کردم ...خدایااااااااااا...

نظرات (11)
دوشنبه 1 خرداد 1396 ساعت 23:24
آی بترکی که پیش اسم خاله ات و پسرخاله ات اسم منو نیاوردی.
امتیاز: 0 0
پاسخ:

تی تی تو سابقه ات از دوتاشون بیشتره...دوست دوران مهد کودک بلاگستان منی
یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 ساعت 17:40
خاله...
من دوسِت دارم
به هم فکر کن عزیزم...

فک کنم بهونه یک عمر شاد زیستنت رو فراهم کردم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
جان خالهههههههههههههه
تو و پسر خاله ات از اونهایی هستین که حک شدین تو قلبم..
مجبورم اسم دوتاتون رو با هم بیارم تا مشکلی پیش نیاد...رقیبان قدر
شنبه 30 اردیبهشت 1396 ساعت 11:39
رنگ مهربانی تو که بکی از بهترین رنگهای مهربانی است
خداوند صبر بدهد
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ما که درگیر کارهای روزمره میشیم و فراموشکار...خدا به پدر و مادر عزیزش صبر بدهد...
ممنون از محبتت تیلو جان
جمعه 29 اردیبهشت 1396 ساعت 18:27
زهی شکوه قامت بلند عشق
که استوار ماند در هجوم هر گزند
نگاه من
هنوز آن بلند دور
آن سپیده آن شکوفه زار انفجار نور
کهربای آرزوست
سپیده ای که جان آدمی هماره در هوای اوست
به بوی یک نفس در آن زلال دم زدن
سزد اگر هزار بار
بیفتی از نشیب راه و باز
رو نهی بدان فراز
چه فکر می کنی؟
جهان چو آبگینه شکسته ای ست
که سرو راست هم در او شکسته می نمایدت
چنان نشسته کوه درکمین دره های این غروب تنگ
زمان بی کرانه را
تو با شمار گام عمر ما مسنج
به پای او دمی ست این درنگ درد و رنج
به سان رود
که در نشیب دره سر به سنگ می زند
رونده باش
زنده باش
#هوشنگ_ابتهاج
#سایه

* دلت آرام بهار عزیزم ، روزهای سخت موندنی نیست
امتیاز: 0 0
پاسخ:
فدای مهربونی هات
جمعه 29 اردیبهشت 1396 ساعت 13:28
سلام.. تسلیت میگم.. سرطان ریه داشت؟ متاستاز داده بود.. دیر تشخیص دادن.. اگه زود تشخیص میدادن میتونست زندگی کنه... دارم به خودم امیدواری میدم.......
امتیاز: 0 0
پاسخ:
جمعه 29 اردیبهشت 1396 ساعت 12:19
آخیش بانو، اون روز که گفتید حالتان بهتر هست خوشحال شدم برایتان و فکر کردم برای من طول می کشد تا از حال خراب بیایم بیرون اما ظاهرا شما هم حالتان تعریفی ندارد. فکر نمی کنید نیمی اش اندوه درک کردن فانی بودن دنیاست؟ اینکه نفر بعدی کیست؟ این که وحشتناکه آدمی که دوستش داشته ایی لحظه ایی دیگر نباشد؟ معذرت ولی حالم خراب هست و این روزها هیچی خوبش نمی کند و صد افسوس که گروه دوستانی هم ندارم که بشود باهاشون در این مورد درد دل کرد. اما این نیز بگذرد.
برایتان آرامش و موفقیت در دفاع خواهانم. برایم توی مرحله ی دشوار پایان نامه دعا کنید، اینجا پدر آدم رو درمیارند برای تأبید پایان نامه و بعد دفاع زیاد دشوار نیست، گپ و گفتی دوستانه هست.
به امید حال بهتر و اینکه بیایید و باز از شور زندگی برایمان بنویسید.
امتیاز: 0 0
جمعه 29 اردیبهشت 1396 ساعت 01:30
این شعر حس خیلی خوبی داره..
گفتم براتون بفرستم بانوی بهار و اردیبهشت....
بگذار که بر شاخه‌ی این صبح دلاویز
بنشینم و از عشق سرودی بسرایم.
آنگاه، به صد شوق، چو مرغان سبکبال،
پرگیرم ازاین بام و به سوی تو بیایم
<br>
خورشید از آن دور، از آن قله‌ی پر برف
آغوش کند باز، همه مهر، همه ناز
سیمرغ طلایی پرو بالی است که _چون من_
از لانه برون آمده، دارد سر پرواز
<br>
پرواز به آنجا که نشاط است و امید است
پرواز به آنجا که سرور است و سرود است
آنجا که، سراپای تو در روشنی صبح
رویای شرابی است که در جام بلور است.
<br>
آنجا که سحر، گونه‌ی گلگون تو در خواب
از بوسه‌ی خورشید چو برگ گل ناز است
آنجا که من از روزن هر اختر شبگرد،
چشمم به تماشا و تمنای تو باز است!
<br>
من نیز چو خورشید، دلم زنده به عشق است.
راه ِ دل ِ خود را نتوانم که نپویم
هر صبح در آیینه‌ی جادویی خورشید
چون می نگرم، او همه من، من همه اویم!
<br>
او، روشنی و گرمی بازار وجود است.
در سینه‌ی من نیز، دلی گرم‌تر از اوست.
او یک سر آسوده به بالین ننهاده‌ست
من نیز به سر می‌دوم اندر طلب دوست.
<br>
ما هردو، در این صبح طربناک بهاری
ازخلوت و خاموشی شب، پا به فراریم
ما هر دو، در آغوش پر از مهر طبیعت
با دیده‌ی جان، محو تماشای بهاریم.
ما، آتش افتاده به نی‌زار ملالیم،
ما عاشق نوریم و سروریم و صفاییم،
بگذار که _سرمست و غزلخوان_ من و خورشید:
بالی بگشاییم و به سوی تو بیاییم.

فریدون مشیری
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم از شعر زیبایی که برام نوشتی ...برات بهترین ها رو آرزو می کنم
پنج‌شنبه 28 اردیبهشت 1396 ساعت 19:10
ومرگ ازرگ گردن به مانزدیکتراست وماچقدرگرفتاراموری هستیم که نبایدباشیم بهارجانم.این رادراین یک ماه اخیرباهمه وجودم حس کردم.دلت بی غصه عزیزم وروح روژین رسته ازخاک،شادشاد.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
روحش شاد و رهای رها...برات آرزوی سلامتی و آرامش می کنم دوستم
پنج‌شنبه 28 اردیبهشت 1396 ساعت 15:09
بیا بغلم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
باااااش
پنج‌شنبه 28 اردیبهشت 1396 ساعت 14:30
قربون اشکاتون برم بهار بانوی گل...
منم دیشب دوباره به وبلاگ روژین سر زدم...
دیدمش..
و باران اشک.......

ولی میدونم که در ارامشه...
میدونم که اونجا دیگه درد نداره...
میدونم...و سعی می کنم لبخند بزنم بخاطر روژین...به خاطر شادیش..
شما هم بخاطر شادی اش لبخند بزنین...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
عزیز دلم...آدرس وبت رو میزاشتی تا بهت سر بزنم خب
پنج‌شنبه 28 اردیبهشت 1396 ساعت 13:57
روژین عزیز شاده که دوستای خوبی مثل شما داره
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دوستان با محبتی مثل شما داره ...یادش همیشه در خاطر دوستانش ماندگاره
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.