X
تبلیغات
رایتل

خندوانه - غمگنانه

پنج‌شنبه 4 خرداد 1396 ساعت 19:20

دیشب گلدونه و فسقل هایش مهمانم بودند. برایشان فیلم عروسی ام را گذاشتم...وروجک ها کلی بهم خندیدند.پویا می پرسه خاله اون که جلو ات سر بریدند سگ بود ؟ طفلک انگار تا حالا ندیده که جلوی عروس بره سر ببرند....از خنده من و گلدونه ماتش برده بود....

نیوشا منو خیلی دوست داره و من هم متقابلاً دوستش دارم چیزی تو مایه های پرنسس...میگه خاله برام سوپ درست کن.گفتم درست می کنم ولی شرط داره.چون فردا پرنسس مهمان داره باید خونه را تمیز کنم ...تو گرد گیری کن و مامانت جارو برقی بکشه

و بدینسان خانه بهار الان مثل دسته گل هست...معامله گر خوبی هستم مگه نه ؟

***

از دار دنیا یه خواهر شوهر مهربان و دوست داشتنی دارم که به شدت مریض احوال شده، خیلی دلم براش میسوزه، کاری هم از دستم نمیاد.براش دعا کنید لطفاً...بیخود و بی جهت دست و پاهاش بی حس شده و به سختی راه میره...اسکن هم چیزی نشون نداده ...نمیدونم چه بلایی به سرش اومده ...

نظرات (8)
یکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت 08:46
سلام خوبی؟
خواهرشوهر خوبه؟نتیجه چی شد؟چی گفتند؟
خیر باشه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم ... چهارشنبه نوبت دکتر داره
شنبه 6 خرداد 1396 ساعت 09:55
بیچاره بره.. تو رو خدا بچه ها رو به دیدن خون حیوانان بیگناه عادت ندیم.. اخه عروسی و بره کشتن؟ گناه داره.. حتی نمیتونم کشته شدن یه حیوان رو تصور کنم.. درسته گیاه خوار نیستم:.. اما دیدنش!!! نزاریم به بچه هامون به دیدن مردن و جان دادن حیوان و خون دیدن عادت کنن.. اون موقع کشتن انسان هم براشون عادی میشه...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آداب و سنن اشتباهی هست که مرسومه ...مطمنا اینکار رو برای عروسی وروجک هایم نخواهم کرد...
جمعه 5 خرداد 1396 ساعت 21:06
ایول به بهار بانوی گل ..
هووورررراااا....

ایشالا که خواهر شوهر عزیزتون حالشون عاالی بشه و هییچ درد و ناراحتی نداشته باشن..
امتیاز: 0 0
پاسخ:
عزیزممم...انشاأالله
جمعه 5 خرداد 1396 ساعت 13:55
والا چند وقت پیش که چیزایی میخوندم در مورد اختلالات تبدیلی تو روانشناسی. حالا اگه دوست داشتین خودتونم یه سرچی دربارش بکنین. شاید بتونین به خواهر همسرتون کمک کنین. در هر حال امیدوارم که چیز مهمی نباشه و فکر می کنمم نیست . اما خب باید راه درستو برای درمانشون برن.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون از راهنمایی هات ... چهارشنبه دکتر می بیندش، خدا کنه همه چی خوب پیش بره
پنج‌شنبه 4 خرداد 1396 ساعت 17:22
ان شاء الله که حالشون هرچه زودتر بهتر میشه.
این روزها فشارهای عصبی خیلی زیاد شده و خوب بعضی وقت ها بدن کم میاره و نیاز به استراحت داره.
خاله بهار تو برای من همیشه خانم دکتری. مطمئنم سال دیگه قبول میشی. توی یک دانشگاه خیلی خوب.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
انشاالله ...
فدای مهربانی هات بشم...من دکتری عشق دارم
بهترین ها رو برات آرزو می کنم عزیز دلمم
پنج‌شنبه 4 خرداد 1396 ساعت 13:44
خنده های تـــو
بزرگترین ِ آرزوهـــایِ مـن انـد.
شادمانه بخــند؛
بگذار تا برآورده شوند
امتیاز: 0 0
پاسخ:
پنج‌شنبه 4 خرداد 1396 ساعت 13:20
سلام بهار عزیزم
ای جانم همیشه در کنار خواهری و بچه هایش لحظه های نابی داشته باشی خاطر بازی با فیلم ها عالیه ....ای جان پویا خوبه نگفته پس چرا خودش تو عروسی نیست
نیوشا پرنسس ناز و مهربون به خاله خانمش رفته ...معامله خوبی کردین بهاری جان خدا خودت و عزیزانت رو حفظ کنه ....در مورد خواهر شوهر هم نگران نباش بهار عزیز الهی که فقط به خاطر فشارهای عصبی هست و زود خوب میشه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
فدای محبت های تو دختر بی نظیر
پنج‌شنبه 4 خرداد 1396 ساعت 10:58
ایشالله که مشکل خواهرشوهرتون چیز مهمی نیست. ولی یه دوره ی اضطراب شدید داشتن قبل این موضوع؟ منظورم اینه که قبل ازین بی حسی فشار کار و زندگیشون بیشتر و نشده بود؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خوش آمدید بانو جان...
بله داشتن. عروسی دخترش بود و کلی استرس، بعدش هم فوت پدر شوهرش...کلاً خودش هم از لحاظ اعصاب قوی نبود همیشه .حالا که داغون شده
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.