X
تبلیغات
رایتل

زنانگی ندارم ...

سه‌شنبه 30 خرداد 1396 ساعت 18:30

پروسه تعویض خانه را دنبال می کنم. کاری است بسیار شاق و فرسایش دهنده روحم... زمین و منزل فعلی باید نقد شود آن هم در این بازار کساد.پسر عمو همراه خوبی نیست ، همیشه باید آنقدر بگویم و بگویم تا زبانم چوب شود...پیکان پژویی دارد هم سن مهندس کوچیکه، آن را هم باید رد کنم برود...خدای من ....

گاهی اوقات دلم می خواد ، مثل بانوان دیگر باشم، که خیالشان تخت و همسرجانشان، همه کارها را ردیف می کند و آب از دلشان تکان نمی خورد.برای هر چیزی باید پیش قدم بشوم، وگرنه معلوم نیست چه پیش می آید...

تمام مچ پایم دردناک است.از بس یا به دیواره تخت می خورد گاهی هم به صندلی پیانو...پیانو توی حلقم است.جایم تنگ است، جایمان...پرنسس و مهندس اتاق مشترک دارند، جوان هستند و نیازمند فضای خصوصی ...مخصوصا فرفروک، که نیاز به تمرین دارد...

دردم از این است که می شود کاری کرد. حالا درست است که به این راحتی هم نیست اما شدنی است...اگر شرایطش نبود، خودم و خودش را اذیت نمی کردم و همین طور ادامه می دادم ...

خانه را بنگاه گذاشته ام، به همکارش سفارش فروش ماشین را داده ام، باید شماره آن یکی دوستش را هم گیر بیاورم برای فروش زمین...

زن فضولی هستم مگه نه ؟؟؟ توی همه کارها دخالت می کنم.دلم می خواهد درونش را بخوانم ...حتما می گوید کاش طلاقش را می دادم از دستش راحت می شدم

نظرات (16)
یکشنبه 11 تیر 1396 ساعت 13:05
وبلاگ جالب و مطالب خوبی داری مطالبتان هم جذاب و گیرا بود. اگر تمایل به تبادل لینک دارید اطلاع بده .مطالبتون خیلی ساده و در عین حال صادقانه است موفق باشی.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بااااااش
شنبه 3 تیر 1396 ساعت 13:38
مینو جان همسر منهم بد از گذراندن یک تومور بدخیم و وحشتناک لوس که بود لوستر شده ولی باز هم به من چه.من از اون لوسترترم.تازه بعد از اینکه اون خوب شد خودم یه بیماری نادر گرفتم که ثابت کنم من از اون لوسترم.تا اون باشه که یه کم بجنبه وگرنه بدتر میشم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
رو کم کنی با بیماری
شنبه 3 تیر 1396 ساعت 11:14
یه پیشنهاد میدم اگر باب میلتون بود انجام بدین
اول اینکه فروش خونه و زمین همینطور که خودتون هم میدونین توی این شرایط رکود خیلی سخته، بهتره اول زمین را بفروشید و هم زمان خونه را هم بدین اجاره و یک خونه مناسبتر اجاره کنید
امتیاز: 0 0
پاسخ:
پیشنهاد شما باعث افتخاره...
اتفاقا پسر عمو چند وقت پیش همچین راهکاری رو بهم دادند، هنوز به تفاهم نرسیدیم.خدا بزرگه
جمعه 2 تیر 1396 ساعت 21:41
اوایل به بابا همیشه خرده می‌گرفتم که تنبلی و یواش کار میکنی
اگه کاری از بابا میخواستیم و می‌گفت "به امید خدا" تقریبا مطمئن بودیم که انجام نمیشه!
همه میگفتن من مثل مامانم! آتیشی ام! بر خلاف بابا که خونسرده.

حالا که بزرگ تر شدم، بابا هنوز خونسرده، حتی مامانهم دیگه اونقدر اتیشی نیست، هرچند که هنوزم یه جا بند نمیشه، و من حس میکنم
حس میکنم آتیشی نیستم، خونسرد هم نیستم، اما دلم یه جور آرامش می‌خواد... فکر می‌منم اگه به شرایط مطلوبی برسم منم خونسرد میشم

زندگی ها شبیه به همن نه؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مدت زیادی زمان لازمه تا همسران با هم هماهنگ بشن، دو نفر با دو تربیت، دو محیط، دو اخلاق متفاوت میان تو همه جزییات زندگی شون مشترک میشن...
من و پسر عمو هنوز بعد از سال ها زندگی مشترک، هنوز به تفاهم نرسیدیم انگار...
وای به روزی که تصمیم به انجام کاری بگیرم ، نصیب گرگ بیابون نکنه
جمعه 2 تیر 1396 ساعت 16:23
ولی اینطوری همش گفتن و اصرار کردن از یک طرف فرساینده است که یکم زور پسرعمو کن خودش به صرافت جابجایی بیفته
امتیاز: 0 0
پاسخ:
زبانم چوب شد صحرا جانممممم
جمعه 2 تیر 1396 ساعت 00:05
ای وای از دست بلاگ اسکای، کو بقیه ی کامنتم پس؟؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
افطار خوردتش حتما
چهارشنبه 31 خرداد 1396 ساعت 19:28
لایک به کامنت اول بانوطیبه.چقدردلم می خواست مثل این دستورالعمل رفتارکنم.
منم شرایطم مثل خودته برای عوض کردن خونه.جالبه من بایدبرم دنبال وام.
حال که یک شوک اساسی روبه خاطربیماریش ازسرگذروندیم لوسترهم شده
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اووووف از دست پرحوصلگی شون
خدا به من و به خودت توان بده
چهارشنبه 31 خرداد 1396 ساعت 19:12
من شک ندارم خواجه ام
امتیاز: 0 0
پاسخ:

خدا نکشدت سمبل خان
چهارشنبه 31 خرداد 1396 ساعت 14:41
حاضرم کمکت کنم طلاقش بدی
می دونی که دوسش دارم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
وکیل بدجنس
چهارشنبه 31 خرداد 1396 ساعت 11:15
سلام بهارجان.
یک خسته نباشید بزرگ و یک آرزوی از ته دل واسه دست یافتن به همه ی آرزوهاتون.
به گمانم همه ی زن ها نباید و نمی توانند یک مدل باشند، شاید تعداد کثیری ولی بلاخره طبیعت، ژن ها گاهی کار خودشون رو می کنند و تازه از دختر کاردان کدخدا کمتر از این همه نمیشه انتظار داشت
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام به روی ماه صوفی جان...
ژن رو خوب اومدی...من گوشه ای از پشتکار خاتون رو به ارث بردم
اسم کدخدا رو آوردی این ترانه بختیاری اومد تو ذهنم .
کهخدا قول و مو داد که تیه کاله وم بده
خم بخونم، خم بخونم، خوندنی از دل پر
سی کری، سی دهدری، شیرین و فرهادی ز لر

سی کری وه جور فرهاد، دهدری شیرین نشون
سی دو عاشق، سی دو سهده، سی دو وسته سَرِ زون

مردمون ای مردمون، صورم سرآویده ولا
خُم بگم چطور نها پا سر قولس کهخدا

کهخدا قول اشکناد و تیه کالِ بُم نَدا
دین مو وه گردنس وُ حال و روزس چی مو با

اسب چال، ای اسب چال، بنگ بووَر وه ایل ز مال
تیه کالِ دان وه شی، مو اِویدم سیس هوال

تیه کالُم دان وه شی، مو اِویدم سیس غریو
دایه دا سیت ای نویسم، بنشینم به گریو

ای خدا قربون او سالای پیشی ای خدا
قول سفت کهخدا سی قوم و خویشی ای خدا

کهخدا! ای کهخدا! آه دلم تونه گرا
مونه وندی دیر ز یارم چی مه و افتو جدا
چهارشنبه 31 خرداد 1396 ساعت 09:20
شایدم اینقدر همه کار را مدیریت کردی که خیالشون راحته و لم میدن تا ببینن بهار خانوم براشون چه خوابی دیده
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مطمئنا همین طوره. وقتی تو یه قدم جلو میزاری طرف روبروت ده قدم عقب میره.خودم بی تقصیر نیستم تیلو جانم
سه‌شنبه 30 خرداد 1396 ساعت 19:13
این رو جا انداختی
و زن باید همش برقصه
زن باید همش بره مهمونی
فرقی نداره روضه یا مولودی
البته تو شهر ما.هردوش خوش می گذره.
امتیاز: 0 0
پاسخ:

من فقط رقص محلی بلدم
سه‌شنبه 30 خرداد 1396 ساعت 17:40
پسرعمو خیلی هم دلش بخواد. خانم نداره که، فرشته.
عزیزم بیشتر مردها برای انجام دادن هرکاری نیاز به فعالساز دارند، چاشنی، یا هرچی اسمشو میذاری. کلا اگه ولشون کنی همه چیز از نظرشون خوبه. مردا همونا هستند که اگه تنها باشند به جای سفره از روزنامه استفاده میکنند و به جای اتو از تشک. پس اصلا خودتو ناراحت نکن. اکثر زنها مثل خودت در حال حرص خوردن و به قول خودت فضولی در کارهای مردانه هستند.
البته دور از جناب بعضی آقایون.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
میگن دختر تعریفی واسه پسر عموش خوبه
اووووف از دست آقایون پرحوصله و دل بزرگ
سه‌شنبه 30 خرداد 1396 ساعت 16:31
سلام بهار عزیزم
درست میشه ان شاءالله ، خونه رو هم به امید خدا عوض میکنی و جایی بزرگ تر می خرین اینکه شما اینقدر برای عزیزانت زحمت میکشی از مهربانی و عشقت هست و حتما پسرعمو هم قدر میدونه بهار عزیز ما فوق العاده است
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام دردی جانم ...
دلت پاکه. دعا کن ردیف بشه
سه‌شنبه 30 خرداد 1396 ساعت 13:25
پسرعمو از خداش هم باشه شما اینقدر به خونه زندگی اهمیت میدی
زنانگی هم داری.این همه مهمون میاد میره ..من که می دونم مهمون داریت هم خوبه .تربیت فرزندت هم خوبه .ماشالا بهت و خوش به سعادت پسرعموت
مربا و ترشی هم درست می کنی...اووووه
الان که همه چی آماده اش می فروشن خیلی ماشالا زن هستی ولی توانمندی و تنبل خانوم نیستی مثل من
تو زنی هستی که به موقع زنانگی و به موقع درایت و قدرتمندیت رو به نمایش می گذاری عزیزم.چشمم کف پات
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خب ممکنه ویژگی خوب داشته باشم، اما لج دربیار بدی هستم...کفرشو بالا میارم
زن باید بشوره ، بپوشه، بگه ، بخنده، چیکار داره تو کارای مرد خونه دخالت کنه
سه‌شنبه 30 خرداد 1396 ساعت 13:15
من اوایل زندگی یه ذره البته یه ذره مثل شما بودم بعد دیدم داره عادت می کنه بی خیال شدم.عوضش الان هیچی نداریم

شوهرم خیلی دلش می خواد مثل اون اوایل بودم ولی من دوست ندارم.گاهی به بعضی چیزها اشاره می کنم خیلی ذوق می کنه ولی بیشتر از این دوس ندارم.خودش می دونه .همین پراید خوبه همین آپارتمان هم خیلی خوب نیست ولی به من چه
اصلا دوست ندارم تکیه گاه باشم دوست داشتم تکیه گاه داشتم.مرد باید تکیه گاه زن باشه .
در خانه ما نه من هیچ کاری را ردیف می کنم نه همسرم.خیلی عالیه همش درجا می زنیم .خیلی حال میده.تفاهم هم که اصلا نداریم اینقدر خوش می گذره ،فقط یک محبوب و معشوق مشترک داریم به اسم نیکان خدارو شکر
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خدا نکشدت طیبه ...یه دل سیر خندیدم
این همه دلبری نکن با این کامنت هات
عشق و محبوب مشترک رو عشق است...
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.