X
تبلیغات
رایتل

شروعی دوباره ...

شنبه 10 تیر 1396 ساعت 18:49

کیف باشگاهم را دو ماهی بود آماده کرده بودم، کفش، بطری آب، زیرانداز، نگاهش می کردم و امروز و فردا...مثل معتادهایی که میگن از شنبه ترک می کنن، منم قرار بود از یه شنبه ای شروع کنم ...

روز پنج شنبه دلم را دریایی کردم، از هیجان نتونستم بخوابم.ساعت چهار از خونه زدم بیرون، دیدم باشگاه خیلی خلوته، نگو کلاس ها از ساعت پنج شروع میشه، برگشتم خونه...غرق در هیجان بودم و بی قرار...

از سال هشتاد به اینور، همیشه اهل ورزش و باشگاه بودم،حتی ایام امتحانات کارشناسی، وقفه داشتم اما نه چندان طولانی ...نمیدانم چی شد که از سال 94 به این طرف، ارشد را بهانه کردم و ورزشم رو ترک کردم، پیاده روی رو هفته دو الی سه روز می رفتم ولی از باشگاه فراری بودم...

مربی مهربانم با دیدنم شوکه شد، در آغوشم کشید، یکی از دوستانم نیز...تو آینه های باشگاه خودم رو نگاه کردم، چطوری دلم اومد این همه مدت از ورزش مورد علاقه ام دست بکشم...اما اشکالی ندارد، مهم این است که دوباره شروع کردم...با عشق هم شروع کردم، از خودم راضی ام ....خدا کنه که بتونم ادامه بدم این ساعت های خوش را ...

شیطنت کردم، گفتم و خندیدم...خیلی صحنه ها برایم تکرار شد، خاطرات خوب و شیرینم...ایامی که گذشت را ...روزهای پر فراز و نشیبم را ... لذت بخش ترین قسمتش ریلکسشن آخرش هست....می توانم لیست دعایم را در آن سکوت زیبا، باز کنم و نفس عمیق بکشم...


نظرات (9)
پنج‌شنبه 15 تیر 1396 ساعت 18:21
عههه بالاخره شنبه اومد.
مبارکه شروع ورزشتون.
منم تو خونه ورزش میکنم هرروز،به امید لاغری
بیا مسابقه بدیم ببینیم کی لاغر میشه زودتر
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اوووووف...اسم کم کردن وزن نیار که دلم هول میکنه
من فعلا در سرازیری به سر میبرم
سه‌شنبه 13 تیر 1396 ساعت 09:28
ورزشهای گروهی علاوه بر ارزش ذاتی ورزش حضور در بین جمع همگنان خودش بسیار ارزشمنده
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چند ماهی بدنسازی میرفتم، حس می کردم که ورزش اخمویی هست، هر کسی سرش تو لاک خودش، نه بگویی نه بخندی، دیدم با روحیه شاد و شنگول من سازگار نیست، ترکش کردم
ورزش گروهی یه چیز دیگه اس...مخصوصا که هم روحیه هم باشید.قراره بیست و نهم تیرماه دسته جمعی بریم تنگ مروارید...از اینجا بزن و برقص تا یاسوج
یکشنبه 11 تیر 1396 ساعت 21:16
سلام بهار خانوم
تو این هوای گرم مواظب خودت باش
حتما شربت و آبلیمو حین ورزش بخور تا گرمازده نشی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام محمدرضا...
مثل قورباغه آب میخورم فقط...
یکشنبه 11 تیر 1396 ساعت 19:01
تابستون باشه...رکورد هوای گرم هم زده بشه...اما خاله من اراده کنه و یه مسیر سبز رو دوباره شروع کنه، دنیا بهارییییییه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
عشق به هر چیزی که باشه سختی ها رو آسون میکنه، و خاله بهارتپلی ات هم عاشق تحرک و ورزش
یکشنبه 11 تیر 1396 ساعت 13:48
خانم اراده چطورن؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:

دیروز از تو برای نیوشا تعریف کردم خانم دکتر جانم
شنبه 10 تیر 1396 ساعت 14:58
سلام بهار عزیزم
کار خوبی کردین بهار جان
الهی همیشه پر از سلامت و نشاط و پرانرژی باشی و حسابی باشگاه خوش بگذره
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام به روی ماهت...باشگاه لذت بخشه ، من که ازش خسته نمیشم
شنبه 10 تیر 1396 ساعت 14:01
من هم قراره از یک شنبه ای شروع کنم
اما اگر دختر خوبی باشم همین هفته که ترم جدید شروع میشه میرم
البته با اومدن ماهکم فکر کنم یک مدت طولانی تعطیل بشه چون کسی نیست که کوچکمو بهش بسپارم و خیالم راحت باشه
مگر آخر هفته همسرک سه ساعتی همکاری بکنه :دی
احتمالا باید توی خونه خودم با خودم کلاس برگزار کنم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اووووف از دست شنبه ها
ماهک رو بیا بده دست من ، یه دل سیر برا خودم نی نی بازی کنم شما هم برو به باشگاهت برس
شنبه 10 تیر 1396 ساعت 12:38
آفرین دختر
کاش یکی پیدا می شد منو به زور می برد باشگاه یا پیاده روی.فاصله باشگاه تا خونه ما 10متر هم نیست ساعتش هم تابستون شاید خوب باشه ولی من دلم می خواد سیر بخوابم بعدش هم خب کارهای خونه رو انجام بدم و نیکان بازی و کتاب خوندن برای نیکان و با نیکان پویا دیدن و ........
کاش نیکان تپلی بود با هم می تونستیم بریم باشگاه .الان ببرمش کارهای ما رو تقلید کنه از بین می ره همینجوریش هم لاغره و نخور
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نگران نباش، نیکان هم تپلی میشه، مهندس کوچیکه تو سن نیکان بود سوء تغذیه پیدا کرده بود...حالا هزار ماشالله هیکلی ساخته بیا و ببین
شنبه 10 تیر 1396 ساعت 12:01
هورا به بهار خانوم
کاش هممون عین شما اینهمه اراده و انرژی داشتیم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
انرژی هسته ای
کاش منم مثل خودت هنرمند بودم
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.