X
تبلیغات
رایتل

آخرهفته ...

شنبه 7 مرداد 1396 ساعت 18:11

هوای ولایت گرم است این روزها... فقط اصرار خاتون و عشق باعث میشه این روزها اونجا آفتابی بشم...

مشک زدیم با هم، دوغ و کره محلی ...این اینستاگرام لوس، هم که همه اش دل آدم را آب می اندازد. توی پیج بختیاری ها دوغ کیسه دیده بودم و دلم کشیده بود...دیروز بساطش را علم کردم

سبزی خوردن دسترنج خودش، بادمجان، ماهی، آغوز، ترشی ، برایم ردیف کرد...مادر است دیگر ... شیره جانش را می بخشد...

حرف می زنیم و حرف ...داداش کوچیکه برایش مدیا پلیر خریده، من هم یه فلش با آهنگ های محلی زیبا... برای خودش گوش می دهد و همخوانی می کند...

متن یک شعرش با این مضمون ...

پسر برای عشق اش می خواند که پدرت با وصالمان موافق است و برایش دعای خیر می کند که صد سال زنده باشد... اما مادرت مخالف...برایش آرزوی سیصد تا درد می کند، برای مادر زنش

و من توی دلم می خندم... خنده ای عشقولانه و شیطنت بار.... من که مخالف نیستم عامو...

****

مرغ محلی را برایش شکم پر می کنم، اصرار می کند که ظهر بمان...می گویم عزیزکم کار دارم باید بروم...با بی میلی قبول می کند...

در آغوشش می کشم...گردنش را می بوسم، گردنم را می بوید و می گوید اوفییییییییی....

عزیز دل است خاتون...اختلاف نظر فراوان داریم اما عشق مادری غالب است بر این تفاوت ها ... چشم پوشی می کند، چشم پوشی می کنم...

با پسر عمو کنتاکت زیاد دارد...پسر عمو می گوید این طوری بهم گفته،ناراحتم کرده ، میگویم از یه زن مسن سختی کشیده ، چی انتظار داری ؟ خوبه که من با شاه ولد یکی به دو کنم ؟ اقتضای سن و سال و شرایطشان هست دیگر... خیلی چیزها را نادیده بگیر ، کل کل نکن ...

****

به خانه میرسم...آشپزخانه را می بینم پر از ظرف...دیشب زن داداش مهمانشان بوده، گرفتار گردش و تفریح بوده اند، جمع و جور نکرده اند.پسر عمو حرص می خورد و تق و توق ظرف ها را به می کوبد و جمع می کند...میگم برو بشین خودم جمع می کنم.غرغرغر می زند که چرا چنین و چنان اند...چقدر جمع کنیم بشوریم...بچه هایت ....

آرامشی دارم که نگوووو...می گویم اگر من میشورم،  که دارم لذت میبرم از زندگی ام، از ظرف هایم ، از مرتب کردن...خوبه که هستند ، خوبه که ظرفی هست برای شستن ، زندگی ای برای جمع و جور کردن...از بس عصبانی است در کابینت به سرش می خورد طاق...

خنده ام میگیرد از این حجم عصبانیت ...ولی لبانم را غنچه می کنم تا نبیند...

عزیز من این همه اوقات تلخی چراااااااا...

می گوید پدرم پدری نکرده برایم، بد اخلاق بوده فلان...می گویم کمی به خودت فکر کن، دقیقا داری کارهایش را تکرار می کنی اما متوجه نیستی ...کفری می شود...می گویم به بچه هایت سخت میگیری، می گوید همین تو بدبختشان می کنی ...می گویم حالا مهندس کوچیکه بی نظم و بی هدف ...فرفروک چه؟ با اون چرا بداخلاقی می کنی ؟ اون که همه کارهایش بجا هست...می گوید جلوی من بد لباس می پوشد...طفلک فرفروک آرزوی یه دامن داره تو خونه ...آرزوی یه لباس کوتاه...وای به روزی که شلوارک تا زانو بپوشد...چنان اخمی می کند که بیا و ببین...می گویم خودت را پیر کردی با این اخلاق ، نکن بابا جانم ...

آشپزخانه را رها می کند و توی سالن می نشیند...نمیدانم به حرف هایم فکر هم می کند یا نه .... تأثیر دارند یا نه ؟

و من همچنان لذت میبرم از مرتب کردن آشپزخانه


نظرات (11)
جمعه 13 مرداد 1396 ساعت 14:36
وای بهار.میدونی چند ساله اغوز نخوردم.؟البته حالا دیگه ممکنه خیلی از خوراکی ها را نتونم بخورم'اما من را بردی به دوران کودکیم.
خدا این خانواده را برات حفظ کنه.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
الهی بمیرم... اگر اجازه بفرمایید به محضی که به دستم برسه ، میارم خدمتتون، به جان بهار بدون تعارف میگم
دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت 00:35
خسته نباشی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سپاسگزارم
یکشنبه 8 مرداد 1396 ساعت 13:14
مامان من همیشه آی فیلم رو می بینه.
هرروز هم منتظره ببینه کدوم بچه هاش بهش سر می زنند.من هفته ای یک الی دوبار اما یه داداشم هرروز با خانومش و بچه هاش سر می زنند.یه خواهرم همیشه اونجاست تقریبا
خلاصه باز هم همیشه چشمش به دره و گوشش به زنگ که بچه ها بیان خونش.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مادر است دیگر ....خدا حفظش کنه
یکشنبه 8 مرداد 1396 ساعت 13:10
آغوز چیه؟مگه شیری نیست که بدو تولد مادر به نوزاد می دهد؟؟؟
مامانت آغوز از کجا آورده؟کدومتون نوزادید که باید بخورید؟
لطفا اطلاع رسانی فرمایید.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
حیوانات هم اون آغوز رو دارند... با خرما خیلی خوشمزه اس
یکشنبه 8 مرداد 1396 ساعت 13:08
من که این جور وقت ها به بابای نیکان میگم چقدر حرص می خوری.اونقدر حرص خوردی تا سرطان گرفتی و کلی اذیت شدی تا خوب بشی.بازهم داری حرص می خوری و نق می زنی؟؟؟
دیگه مجبور میشه ساکت بشه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خودشون رو اذیت می کنند... خدا رو شکر که سلامتی اش رو به دست آورد
یکشنبه 8 مرداد 1396 ساعت 13:06
آرامشی دارم که نگوووو...می گویم اگر من میشورم، که دارم لذت میبرم از زندگی ام، از ظرف هایم ، از مرتب کردن...خوبه که هستند ، خوبه که ظرفی هست برای شستن ، زندگی ای برای جمع و جور کردن...از بس عصبانی است در کابینت به سرش می خورد طاق..

خداییش چقدر اینها سرشان به سنگ و کابینت می خورد ولی باز هم حاضر به تغییر نیستند.یه نمونه دیگه بابای نیکانه البته با کمی تفاوت
امتیاز: 0 0
پاسخ:

آدم ها روحیه های متفاوتی دارند ... از زمین تا آسمان
شنبه 7 مرداد 1396 ساعت 23:00
بهش بگو محمد گفته قلیان با تنباکوی برازجان برام چاق کن بیام گپ بزنیم
چکار مسائل خانوما داری آخه؟
حالا تو هر چی بگی من بازم دوسش دارم
امتیاز: 0 0
پاسخ:

پسر عمو کلاً غریب پرسته، همه عاشقش میشن
شنبه 7 مرداد 1396 ساعت 17:59
طفلی پسرعمو. دلم براش سوخت. خوب دست خودش نیست. به دل نگیرین. از دوست داشتن زیادتونه.
خدا خاتون رو برات حفظ کنه.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نگرانش نباش هواشو دارم
خودشو بیشتر اذیت میکنه با غیر قابل انعطاف بودنش
شنبه 7 مرداد 1396 ساعت 13:08
سلام بهار عزیزم
ای جونم خاتون مهربون الهی همیشه در پناه خدا سلامت باشه و شما از بودن در کنارش و ولایت لذت ببری....خدا همه شما مادرهای گل رو حفظ کنه فقط می تونم بگم خیلی خوبید شما مادرها ....بهار جان مادر گل خدا قوت چقدر خوبی شما
والا خونه ما هم همیشه ریخت و پاشه یعنی منم بی نظم هستم می فهمم که مادرم چی میکشه از دستم

بهار جان به نظرم آقای پدر از چه جهت حق دارند خوب دنیای اون ها با جوان ها خیلی فرق داره و شاید سخت باشه پذیرفتنش من خودم هم اختلاف دارم گاهی با بزرگ ترها اما می دونم شما ها بهترین پدر و مادر دنیا برای پرنسس و مهندس هستین ...الهی سایه مهرتون مستدام برای پرنسس و مهندس
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چند روز پیش مجبور شدم اضافه کار بمونم. خونه ناهار حاضری داشتیم. تو محل کار برام چلو کباب سفارش دادن، باور کنم فکر مهندس کوچیکه اجازه نداد بهم، غذام رو نصف کردم براش بردم...درک می کنم خاتون رو
پسر عمو آدم بدی نیست، فقط خیلی به خودش سخت میگیره
شنبه 7 مرداد 1396 ساعت 12:55
آخی سرش خورد
نرود میخ آهنی در سنگ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خدا رو شکرکه نبودی ببینی
شنبه 7 مرداد 1396 ساعت 11:35
تو عشقی بهار خانم... خدا حفظت کند
امتیاز: 0 0
پاسخ:
خودت سرچشمه عشق و محبتی تیلو جانم...خوش به حال آقای دکتر که از این چشمه سیراب میشه
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.