X
تبلیغات
رایتل

سر به هوا...

یکشنبه 15 مرداد 1396 ساعت 18:12

 

لقمه ای پیچیده بودم حاوی نان سنگگ کنجدی و پنیر و سبزی...مقدمات ناهار رو آماده کردم و حرکت کردم...

در کیفم رو باز می کنم ، می بینم نیست که نیست. به فرفروک زنگ میزنم ، ببین صبحانه من جا مونده ...میگه آره رو ماکروفر جا گذاشتیش...می گویم تو بخورش، می گوید نچ دلم نمیاد... اصرار می کنم و قبول می کند...

و حالا بهار نان بیاتی را می خورد که سرباز برایش آورده است...نان بیات دیروز که دست به دست چرخیده.(آن هم پتی... یعنی خالی )خانه ما نان اعیانی می خورند...پسر عمو با کیفیت ترین نان ها را می خرد... می خوریم و قدر نمی دانیم 

 

نظرات (4)
دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت 08:06
دیدی رفیق من فقط غرغر نمی کنه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
شما هم طرفداری بکن
دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت 00:11

تمام خوشمزه های زندگی نوش جان بهار و عزیزانش نوش جان فرفروک
امتیاز: 0 0
پاسخ:
تمام این خوشی ها را برایت آرزو می کنم
یکشنبه 15 مرداد 1396 ساعت 22:03
و اون ترشی های خوشمزه
و اون گوشت کبابی ها و جگر
و اون سبزی های تازه و خوشبو...

خونه خاله بهار گرم ست و پرعشق...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
پاشو بیا عزیزکممممم....فسنجون و دسرهای لیلی بی نظیرن. مخصوصا وقتی با عشق میپزه....
سوپ سفیدش وااااای...دسر پاناکوتا بود چی چی بود؟
یکشنبه 15 مرداد 1396 ساعت 14:19

قسمت فرفروک بوده... همینه که قسمت هیچکس را هیچکس نمیتونه بخوره ها
امتیاز: 0 0
پاسخ:
میدونی چی میگفت تیلو؟ میگفت معلوم بوده بابا لقمه رو نپیچیده بوده. آخه اون موزون و قشنگ می پیچه. میگفت لقمه ات هپلی بوده
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.