X
تبلیغات
رایتل

شیرین ترین روز زندگی ام...

سه‌شنبه 7 شهریور 1396 ساعت 18:27

روزی که پروپوزالم بعد از حدود دو ماه از گروه برگشت خورد بهم ریختم، پکر بودم.

استارتش از همونجا شروع شد،  انگار خدا خودش قبل از من برنامه ریزیش رو انجام داده بود.خانم دکتر که کد دفاعش پر بود به آسانی منو پذیرفت وقتی که همه همکلاسی ها در به در دنبال استاد راهنما بودند...

و اما دو سه هفته اخیر، خواب و خوراک نداشتم، همش بدو بدو، یه پام دانشگاه یه پام اداره، یه پام خونه و مقدمات کار ...از اونجایی که خدا فرشته های بی بال اش رو سر راه من قرار میده، دفاعم با دوست عزیز و همکلاسی ام با هم افتاد. و این شد که کلیه مقدمات پذیرایی رو خودش و همسرش به عهده گرفتند. و من به بقیه کارها رسیدگی کردم.

و اما روز پر استرس و ماندگار دفاع، اکثر همکلاسی ها، تنها اومده بودند، نهایتا یک نفر همراه، ترس از اینکه نکنه خراب کنند اما بهار با اعتماد به سقف کامل

، وروجک ها، گلدونه، بچه هاش، پسر عمو، و پسر خوانده ام که از راه دور قبول زحمت کرده بود...همه همراهی ام کردند، در حلقه محبت شون قرار گرفتم.تو دلم گفتم حالا دو تا سؤال هم جواب ندادیم که ندادیم، حیف نباشه روز به این خوبی ...دوستم میگفت مامان و بابام میخوان بیان قبول نکردم، گفتم چیکارشون داری، بزار بیان...بدینسان من و دوست جان در جمع خانواده و دسته گل هاشون روز خاطره انگیزی رو داشتیم...

برای شروع استرس داشتم اما کم کم به اوضاع مسلط شدم، هر از گاهی که حضار را تماشا می کردم، می دیدم که مهندس بزرگه همچین محو شده و نگران هست که چاره ای نداره بیاد کمکم پسر عمو که تمام مدت مشغول هماهنگی بود طفلک ...خلاصه استرس و شادی ام رو باهاشون به اشتراک گذاشتم...

پرنسس بهم میخنده ، میگه بهار حالا چرا صداتو نازک میکردی؟ گفتم ننه الهی که سر خودت هم بیاد ...وقتی رسیتال گذاشتی و رفتی روی سن می فهمی من چی کشیدم...

دفاع خیلی خوب پیش رفت، استادها بی نظیر بودند، هر سه تاشون... ایراد و اشکال هم گرفتند اما برخوردشون عالی و محترمانه بود...این برام خیلی مهم بود که جلوی خانواده ام آبروم حفظ بشه...روز قبل واسه دفاع دوستم رفته بودم، دو تا از داورها اشک این دختر رو درآوردند، نمره رو بهش دادن اما چه فایده، داغونش کردند...

وقتی از خونه حرکت می کردیم تو دلم گفتم، بهار چیکار کردی با خودت؟ اینا رو کجا میبری آخه ...اگه هول کردی؟ اگه نتونستی مدیریت کنی؟اما خودم رو میشناسم ، به چالش می کشم خودم رو ...

ترم دو، ارایه داشتیم واسه یه درس، کار گروهی بود و می تونستم راحت بشینم و نمره برای من هم محاسبه بشه، اما از همون موقع پیش بینی دفاع رو میکردم، ارایه رو خودم بر عهده گرفتم، شرایط روحی ام اصلا خوب نبود اون روزا(تصادف پسر عمو) و اون ارایه خیلی بهم کمک کرد...

همکلاسی های من اکثراً معلم و مدیر بودند و سخنور، حتی همون ها هم دلشوره داشتند و هول می شدند، برای منی که توی جمع صحبت نکردم خیلی سخت بود، فقط تو خونه بلبل زبونی می کنم

شیرین ترین لحظه، لحظه خواندن مشخصات و نمره بود، لحظه ای که صورتجلسه دفاع رو می خوندند انگار تو آسمون ها بودم، اونجایی که شماره دانشجویی ام رو می خوند خودمم باهاش تکرار میکردم، مثل زمانی که سرود ملی رو میخونن...

ترم اول وقتی که دانشجوهای سال بالایی پایان نامه های صحافی شده رو برای امضا می آوردن، برای من دست نیافتنی بود، اما الان توی چنگ ام بود...

استاد های عزیزم برخورد بسیار خوبی با خانواده ام داشتند، حسابی تحویلشون گرفتند و این برای من افتخار آمیز بود، استاد داور به طعنه به استاد راهنما که خودش مدیر گروه هم بود گفتش که همه دانشجو خوبا رو برای خودت جمع کردی ، کهکشان هاش رو خودت برداشتی ستاره هاش رو به من دادی ...و من تمام مدت یه لبخند پت و پهن روی لب هام بود...

همونجا حس کردم که لب هام تب خال زد، بالا اومدنش رو حس می کردم...

شب زیبایی رو داشتیم، مهمانشون کردم رستوران خوشاشیراز ...چه فضای دلنشینی داشت، کاش تکرار بشود....

تماس یلدای عزیزم، شادی ام رو چند برابر کرد، امان از دست این بلاگستانی ها ...بخش عمده ای از زندگی من رو پر کردند

******


و اما پایان نامه ام اینطوری تقدیم شد...


-تقدیم به خاتون مهربانم، هم پدرم هم مادرم

- تقدیم به همسرم باعث و بانی تمامی آرزوهای دست یافتنی ام

- تقدیم به مهندس ارشد هواپیما، برای تمامی محبت های بی شائبه اش

- تقدیم به فرزندانم و به تمامی کسانی که مرا علم آموختند...





نظرات (19)
سه‌شنبه 14 شهریور 1396 ساعت 14:12
خانوم دکتر بهار فرکانسم چرا با بعضیا یکی نمی شه؟
مشاوره بدید لطفاً
امتیاز: 0 0
پاسخ:
اوممم...تنظیمش کن روی موج اف ام شاید جواب بده
دوشنبه 13 شهریور 1396 ساعت 08:01
مبارک باشه
انشالا دفاع ازتزدکترا را هم به زودی انجام بدی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سپاسگزارممممم..چه آرزوی زیبایی کردید برام
یک دنیا ممنونمممممم
دوشنبه 13 شهریور 1396 ساعت 00:27
مبارک باشه.چه استرسی تحمل کردی و ماشالا به این همت که با وجود شاغل بودن و متاهل بودن به درست هم رسیدی.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم بانو جان...باور میکنید چند کیلو لاغر شدم از استرس
ولی استرس و سختی اش مثل زایمان شیرین بود چون نتیجه پرباری داشت برام
ممنون از محبت تون
یکشنبه 12 شهریور 1396 ساعت 00:15
تبریک تبریک تبریک
خانوم تبریکات ما رو پذیرا باشید
خیلیییییی خوشحالم برات...ان شاالله دفاعیه دکترا...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم بهار بانوی عزیزززز... حس خیلی خوبیه ...
یعنی ممکنه؟
شنبه 11 شهریور 1396 ساعت 14:20
خوشیهات و موفقیتهات پایدار و مستدام بهار جان
خدا رو شکر که اینقدر آروم و خوب دفاع کردی
تبررریک
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مامانی جانمممم... انشاالله دفاع ماهک ات
جمعه 10 شهریور 1396 ساعت 12:27
تبریک می‌گم، انشاا... دکترا.
چه جلسه دفاع خاطره‌انگیزی شد.
الان برای شیرینی باید بیاییم شیراز!؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم یک دنیاااا..
هنوز با یادآوری لحظه به لحظه اش کامم شیرین میشه ...
در خدمتیم
پنج‌شنبه 9 شهریور 1396 ساعت 20:01
سلام...
یه خاطراتی در زندگی ما هستن که دوبار تکرار نمیشن...
پس به هر قیمتی شده باید ماندگارشون کنیم.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلاممممممم...
افتخار دادین بهم، ممنونم از حضور سبزتون
پنج‌شنبه 9 شهریور 1396 ساعت 14:46
سلام.
مبارک باشه بهار جان.
آغا من هی میام پایان نامه نوشتهای تو رو می خونم و هی حسادت می ورزم!
من دفاع ارشدم خیلی خوب بود. اولین نفر از ورودیهای خودمون دفاع کردم با نمره عالی و کلی تحسین و تمجید. اما الان تزم چنان طلسم شده که با انصراف دادن دو قدم فاصله دارم! هر چی میاد درست بشه دوباره یه جوری الکی الکی خراب میشه.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام به روی ماه خانم دکتر ...
کمی صبور باش دخترکم، بزودی دفاع می کنی ، حرف از انصراف نزن که خوشوم نمیاد
پنج‌شنبه 9 شهریور 1396 ساعت 13:53
به به مبارکااااا باشه. اینقدر شیرین و هیجان انگیز توصیف کردی که حالم خوب شد با خوندنش. مبارکتون باشه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلاممم بانوی من
جاتون بعنوان استاد راهنما خیلی سبز بود
پنج‌شنبه 9 شهریور 1396 ساعت 06:48
مبارک باشه
جز این انتظاری نبود
امتیاز: 0 0
پاسخ:
در کنار عزیزانی مثل شما، به خودم می بالم...عزیزانی فرهیخته و بی ادعا، نویسنده های بزرگگگگگ...دانایان زندگی ام
چهارشنبه 8 شهریور 1396 ساعت 19:59
سلام عشق من
شیرین ترین روز زندگیت گوارای وجودت
زندگیت پر این روزها...پر رنگ و شادی و عشق
خوشبختی بچه هات...آرامش خودت و عمو.‌‌..سلامتی خاتون و خوشبختی پسرخاله
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام مهربانممممم...
جات خیلی سبز بود رفیق...منم آرزوی بهترین لحظات رو برات دارم، همیشه شاد باشی و پرجنب و جوش
چهارشنبه 8 شهریور 1396 ساعت 19:32
مبارک باشه بهار بانو
موفقیت در مقاطع بالاتر انشاالله
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم خانم دکتر ....اون که آرزومه نمی دانم دست یافتنی هست یا نه
چهارشنبه 8 شهریور 1396 ساعت 13:33
ها والا
خیلی دلم می خواست تو شادیتون شریک می شدم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آدم های هم فرکانس همدیگر را جذب می کنند، فاصله ها کاری از دستشون بر نمیاد...
سه‌شنبه 7 شهریور 1396 ساعت 20:21
بهار عزیز دلم ، بهار همیشه مهربانم یک دنیا تبریک
تبریک بخاطر تلاش و اراده و همتی که داشتین ، تبریک به خاتون نازنین و همسر و بچه ها که چنین بهار عزیز دارند .... باعث افتخار ما هستی بهار جانم
الهی همیشه در پناه خدا موفق تر از همیشه باشی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بزودی دفاع خودت را جشن خواهیم گرفت دردانه جانممم
سه‌شنبه 7 شهریور 1396 ساعت 20:08
تبریک تبریک تبریک
شیرینتر از عسل برات آرزو می کنم .. فقط مواظب قند بالاش باش
امتیاز: 0 0
پاسخ:

جات سبز بود شیطونی کنی تو جلسه
سه‌شنبه 7 شهریور 1396 ساعت 15:52
وای. چه حس خوبی. بهار جون برگشتم به یازده سال قبل. استرس هاش هم شیرینه. همه ی سختی ها می ارزه به اون حس آرامش آخرش.
بهترین ها رو برات آرزو میکنم که لایق بهترین ها هستی.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
رافایل جانمممم...منم مشتاقم که از خانه و کاشانه گرمت بشنوم... زیر یک سقف
سه‌شنبه 7 شهریور 1396 ساعت 12:42
عزیزم تمام مدتی که پست رو می خوندم اشک ریختم از خوشحالی
دکتر سینی خودمی دیگه.بایدم سرفراز بیرون میومدی.مبارکت باشه.گوارای وجود پر محتت
امتیاز: 0 0
پاسخ:
فدای دل نازک و پر از محبتت...
وقتی جلسه تمام شد دوستم خندید و بهم گفت چرا مثل من گریه نکردی ؟ منم غش غش خندیدم و گفتم ریمل ها میریخت خب
سه‌شنبه 7 شهریور 1396 ساعت 12:03
مبارکهههه عزیرم هزارتا
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم ، آرزوی بهترین ها برای شما
سه‌شنبه 7 شهریور 1396 ساعت 10:21
مبارک بهار خانم
مبارک باشه
به سلامتی و دلخوش
مطمئن بودم بهترینها در انتظارته
چون مستحق بهترینهایی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
تیلوی عزیزممممم...منم منتظرم تو هم از وصال بگی برام
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.