X
تبلیغات
رایتل

روزهایی متفاوت...

یکشنبه 16 مهر 1396 ساعت 18:30

 اول تشکر می کنم از دوستانِ جان بابت تبریک تولدم، و عذرخواهی بابت پاک شدن کامنت ها که شرمندگی اش بماند برای بلاگ اسکای

و اما دنیا همیشه رو یه پاشنه نمی چرخه ملغمه ای هست از روزهای شیرین و  لحظه های استرس و نگرانی ...

مدت هاست با کارخانه آدم سازی مشکل دارم، فیبرم هایی  داشتم طی چند سال، که دیگه حسابی رشد خودشون رو کردند و باعث آزارم میشن، و طی مراجعاتی که به دکترم داشتم، فرمودند که باید جراحی کنید...تاریخ انقضایش انگار به سر آمده...(حالا کی دیگه براتون فرفری میاره؟)

عمل سنگینی هست و نیاز به زمان زیادی برای استراحت داره...شرایط پیچیده اس، بچه ها در گیر دانشگاه هستند و خاتونم هم بخاطر اون مزرعه کوچکش نمی تونه نازمو بکشه و همراهی ام کند، بخاطر همین قرار گذاشتیم که در جریان عمل قرار نگیره، چون فقط استرس و نگرانی بهش دست میده  و کاری از دستش بر نمیاد...

این چند روز رو کامل درگیر تهیه مقدمات هستم، پر کردن فریزر و یخچال، تمیز و مرتب کردن خونه، شستشو و ....دست کم باید ده روز استراحت کامل داشته باشم، و این برای بهار پر جنب و جوش کار سختی هست.نمی دانم چطور ده روز خانه نشینی را دوام می آورم.مهندس کوچک گفته برایم دی وی دی پلیر می خرد با به هارد کامل فیلم...باید چند کتاب هم آماده کنم، برای روزهای تنهایی و درد...

با نوشتن این سطور بغضم میترکه...اشکم جاری ...خدا کند همه چی خوب پیش برود.از مرگ ترسی ندارم اما سلامتی ام برایم مهم است...

با همه این اوصاف...

من قوی هستم، خدا خودش نگهدار من است، همه چی خوب پیش خواهد رفت...انشاالله ...دعایم کنید




نظرات (9)
چهارشنبه 19 مهر 1396 ساعت 09:32
سلام بهار خانوم
برای سلامتیتون دعا می کنم
منتظر پستهای امیدبخشت هستیم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بزودی بر می گردم و براتون می نویسم... التماس دعا
البته اگه ریق رحمت رو سر نکشم
سه‌شنبه 18 مهر 1396 ساعت 00:03
عزیزمممممممممم
اصلا به خودتون ترس راه ندید ...شما پر دل و جرات تر از این حرفایید...ان شاالله و با توکل به خدا عمل به بهترین شکل ممکن سپری میشه و بعدش شما کمترین میزان درد رو خواهید داشت...اصلا نگران نباشید
توکل به خدا
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سعی خودمو می کنم که آروم باشم...اما گاهی یه کوچولو نگرانی میاد سراغم
انشالله
دوشنبه 17 مهر 1396 ساعت 13:23
ای جانم الهی که سلامتتون رو تمام و کمال دوباره بدست بیارید!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سپاسگزارم بانو جان
یکشنبه 16 مهر 1396 ساعت 21:45
من یه فرفروکِ چشم گاوی می خوام...این مشکلِ توئه، نه من

خاله تو قوی هستی، من شک ندارم و این عمل برای تو مثل آب خوردنه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
حالا خودم نتونم به خود چش گاوی میگم برات میاره ، ناراحت نباش عشقم
یکشنبه 16 مهر 1396 ساعت 18:43
عزیز دلم بهار جان. آرزو میکنم عملت به خوبی انجام بشه و سلامت و خندون بازم برامون بنویسی. بهار جان ده روز که چیزی نیست مثل برق و باد میگذره فقط مراقب خودت باش ودست به سیاه و سفید نزن روزهای بعد عمل. زود زود خوب میشی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
صحراجانمممم...سعی می کنم به خوشی بگذره
یکشنبه 16 مهر 1396 ساعت 17:42
بازهم تولدت مبارک عزیزم

دعامی کنم همه چی به بهترین نحوممکن پیش بره...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم مینوجانممم
یکشنبه 16 مهر 1396 ساعت 14:52
الهی که همه چی خوب خوب پیش میره و خیلی زود بهبود پیدا می کنید .....الهی همیشه تنت سلامت بهار عزیز
خدا همیشه نگهدارت
امتیاز: 0 0
پاسخ:
انشاالله
یکشنبه 16 مهر 1396 ساعت 08:58
ببینم حالا باید جافرفری درونت رو دربیاری؟؟؟
میشه یه دونه مولخت و اروپاییش رو به دنیا بیاری بعدش بچه دونیت رو دربیاری؟؟؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مو لخت و بور فقط خاتون بلده بیاره ، من فقط فرفری و لخت اونم به رنگ سیاه می تونم
یکشنبه 16 مهر 1396 ساعت 08:57
نترس عزیزکم
طیبه هزاربار استراحت مطلق داشته هربار چند هفته در دوران اوج فعالیتش نه حالا ....
البته آخرین بارش سه سال پیش بوده که کاملا فلج شده بودم درعین حال شوهرم تومور داشت جراحی شده بود و بچه کویکم هم تازه جراحی شده بود و نیاز به مراقبت های ویژه داشتولی الان سرو مر و گنده مشغول کارم هستم تصمیم هم ندارم بمیرم مگر خدا ناگهان ببرتم
من تا الا سیزده چهارده بار بیهوشی کاملا گرفتم
ایشالا به سلامتی این نیز بگذرد.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
الهییییی...خدا بهت توان و سلامتی بده عزیزم...
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.