X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

پنج‌شنبه 27 مهر 1396 ساعت 14:38

هشتمین روز را بعد از عمل میگذرانم.روزهایی متفاوت که مدت ها بود تجربه شان نکرده بودم.روزهای درد.رنج.گرسنگی...اما به لطف عزیزانم و محبت های بیکرانشان گذشت.از دیروز به این طرف خیلی آرامم.درد انگار پر سبکبالی شد و از کنارم پرواز کرد...بهار پر جنب و جوش روزهاست از خانه بیرون نرفته.بیشتر ساعات در اتاق و تخت دوست داشتنی اش ...شمع روشن کردم.عود روشن کردم ....با خودم خلوت کردم.روزها و ساعت ها...تنهایی هم عالمی دارد برای خودش اگر قدرش را بدانی...

پ.ن.دوستتان دارم مهربانانم....ممنونم که بیادم بودید و برایم انرژی مثبت فرستادید...



نظرات (6)
شنبه 29 مهر 1396 ساعت 00:37
الهی بعد این تا باشه سلامتی باشه و شادی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
متشکرمممم
جمعه 28 مهر 1396 ساعت 15:07
سلامتیت آرزوست بهارجان.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم عزیزممم.خدا رو شکر بابت داشتن شماها
جمعه 28 مهر 1396 ساعت 14:21
پستت تابلوئه مخاطب خاصش منم
فدات شم عشقم
نیاز داشتی به این استراحت...چون خودت به خودت رحم نکردی، خدا فرستادت مرخصی اجباری
امتیاز: 0 0
پاسخ:
قربونت برممممم...به محضی که خوب بشم یه برنامه تهران میزارممم...یه قرار وبلاگی
پنج‌شنبه 27 مهر 1396 ساعت 20:19
خوب باشی بهار جان
امتیاز: 0 0
پاسخ:
فدای محبتت خانم دکترم
پنج‌شنبه 27 مهر 1396 ساعت 18:41
خدا رو شکر که درد دست از سر بهار ما برداشت. امیدوارم زود زود سرپا بشی و بزنی از خونه بیرون.
سریاله رو دیدی بهار؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
صحرا جانممم.سیستم صوتی تصویری تو سالنه.نمی تونم پنج دقیقه بشینم...فقط تو اتاق تو تختم با کتابام
فیلما برای شبای دراز زمستون
پنج‌شنبه 27 مهر 1396 ساعت 15:11
خدا راشکر که بهتر هستی.
من مدتی هست که کمتر به وب سر میزنم.دستهام درد ولرزش داره و نوشتن مشکل شده.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
عزیز دلممم مینو جان...
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.