X
تبلیغات
رایتل

دوشنبه 1 آبان 1396 ساعت 22:13

داداش بزرگه یه جورایی عشق است.کم حرفه سرش به کار خودش.صبوره و مهربونه...

میعادگاه ما خانه خاتون هست اونجا همگی جمع میشیم.سال به سال به من زنگ نمی زند.منم عشقولانه هام رو به صورت پیام بهش ارسال می کنم...

این چند روزه روزی دو بار تماس گرفته...صدام میکنه بهارو چطوری؟ 

خانمش میگه بعد از هر تماسی گریه میکرده.با اون چشمای گاوی اش...پرنسس به خودش برده... و همیشه قربون صدقه اش میره.مخصوصا وقتی که تو گروه خاتون چشم عسلی پیامی مینویسه


پ.ن.می گویدتو باغ برایت عسل وحشی پیدا کرده ام.کی میایی

نظرات (6)
سه‌شنبه 2 آبان 1396 ساعت 21:46
عزیز دلم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سه‌شنبه 2 آبان 1396 ساعت 15:53
خدا رو هزار مرتبه شکر که حالتون خوبه و سایه تون بالا سر بچه هاست
البته من چون امروز اولین باریست که سر میزدم پستها رو از آخر به قبل خوندم .
خدا رو شکر که دوران نقاهت داره تموم میشه
یاد ده روز اول بعد از سزارینم افتادم.
انشالله که به زودی خوب خوب میشین و میشین بقول خودتون همون بهار پر جنب و جوش
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم از محبت تون...خوشحالم از اشنایی با شما
سه‌شنبه 2 آبان 1396 ساعت 12:39
خدا داداش مهربون رو حفظ کنه
برای هم بمانید با سلامتی و شادمانی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
انشالله...
سه‌شنبه 2 آبان 1396 ساعت 09:14
درود
قدر این مهربانی ها را باید دانست.
خوبه که تنها نیستی
تک فرزند بودن فکر کنم یک عذاب علیم باشد.
شادیتان جاودان.آمین
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آره...کاش قدردان شون باشم.
نکنه شما یه دونه تشریف دارید؟ ناز نازی ؟
سه‌شنبه 2 آبان 1396 ساعت 09:10
خدا حفظشون کنه .. هم داداش بزرگه هم خاتون جانو
امتیاز: 0 0
پاسخ:
انشالله و عزیزان شما رو هم
سه‌شنبه 2 آبان 1396 ساعت 00:25
جان . چه داداش بزرگه ی دلسوز و دوست داشتنی خوبی خانم؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلاممممم صحرااا...آره دوست داشتنیه.خیلی شبیه فردین هست مخصوصا تو سن جوانی اش...دوستای دبیرستانم عاشقش بودن از بس خوش تیپ بود
خیلی بهترممم.پنج شنبه میرم اداره
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.