X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

عاشقانه ...

شنبه 4 آذر 1396 ساعت 07:52

بعد از دو ماه بی تحرکی، بالاخره دیروز کفش ورزشی را پوشیدم و به همراه گلدونه راهی باغ بزرگ جنت شدیم ...حس خوبی داشت، یک روز آفتابی و زیبا بعد از بارش باران رحمت

****

روی نیمکت نشسته بود، میانسال بود و خوش تیپ ...با تلفن همراهش صحبت می کرد و من تو را تصور کردم در پنجاه سالگی، مثل همیشه با شکوه و با وقار ...شاید داشتی با بهار صحبت می کردی...حال و احوالش میگرفتی ... از نوه و نتیجه هایش می پرسیدی ...

رویای قشنگی بود به همراه قدم زدن توی آفتاب پاییزی

****

هربار به تو فکر می کنم

یکی از دکمه هایم شل می شود

انقراض آغوشم یک نسل به تأخیر می افتد

و چیزی به نبضم اضافه می شود

که در شعرهایم نمی گنجد

 

کافیست ترا به نام بخوانم

تا ببینی لکنت عاشقانه ترینِ لهجه هاست

و چگونه لرزش لب های من

دنیا را به حاشیه می برد

 

دوستت دارم

با تمام واژه هایی که در گلویم گیر کرده اند

و تمام هجاهای غمگینی

که به خاطر تو شعر می شود

 

دوستت دارم با صدای بلند

دوستت دارم با صدای آهسته

دوستت دارم

و خواستن تو جنینی است در من

که نه سقط می شود

نه به دنیا می آید

 

"لیلا کردبچه"

نظرات (7)
دوشنبه 6 آذر 1396 ساعت 18:02
سوال پیش اومد الان پسر عمو را مجسم کردی؟یا مهندس رو؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:

یه رویا بود حالا صحرا...
یکشنبه 5 آذر 1396 ساعت 12:33
تمام حس های خوب دنیا سهم دلت بهار عزیز
امتیاز: 0 0
پاسخ:
عزیزممممممم
شنبه 4 آذر 1396 ساعت 19:58
عشق من ناز نکن بغضمو پایون می گیره
یک روزی دست زمونه تو رو از من می گیره

وقتی تنها با تو بودن واسه من زندگیه
تو رو دیدن تو رو خواستن رو کی از من می گیره

عشق من قلب این عاشق با تو آروم می گیره
بی تو و عشق تواین عاشق داغون می میره

تو رو دیدم تو رو خواستم تو رو هرجا می بینم
بی تو و عشق تو من همیشه تنها می مونم

عشق من عاشقتم ،تکرار هر شباهته
همه حرفام به خدا از عشق و از صداقته
با تو بودن توی دنیا واسه من نهایته

عشق من بی کسی و شب با تو پایون می گیره
همه رگ هام از حرارت نگات خون می گیره
با تو باشم تن عاشقم بازم جون می گیره

تو گمون کردی بری خاطره هاتم می میره
روزهای رفته برام رنگ سیاهی می گیره

اگه صد بهار و پاییز واسه تو گریه کنم
نمی تونم که تو رو ی لحظه از یاد ببرم

من همون عاشقتم تا که چشام بارونیه
سهم من از اون نگاه مهربونت دوریه
تو رو دیدن توی رویا واسه من نهایته

عشق من بی کسی و شب با تو پایون می گیره
همه رگ هام از حرارت نگات خون می گیره
با تو باشم تن عاشقم بازم جون می گیره
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون
شنبه 4 آذر 1396 ساعت 14:19
یا امامزاده بیژن
سونامی احساسات
امتیاز: 0 0
پاسخ:

نترس مدیریت شده هست
شنبه 4 آذر 1396 ساعت 09:11
الهی صد ساله بشی بهار خانم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
شما هم در کنار آقای دکتر
شنبه 4 آذر 1396 ساعت 09:04
بسیار زیبا بود. ممنونم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
شنبه 4 آذر 1396 ساعت 08:01
شعر بسیار زیبایی ست
برایت بهترینا را آرزو می نم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
تقدیم به دوستان گل
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.