لحظه ی دیدار نزدیک است....

چهارشنبه 22 آذر 1396 ساعت 13:37

رفته بودم پیش دوست ام که خیاطه، داشتیم می گفتیم و می خندیدیم . بین حرفام گفتم که می خوام خاتون رو ببرم مشهد، یه دفعه چشماش پر اشک شد و صداش لرزید.اون چهره خندان مهربانش ... اشک و لبخند اش قاطی شد...گفت که من هم می خواستم مامانم رو ببرم اما فرصت نشد...طفلک مامانش رو چند ماه پیش از دست داد... دل ام تکون خورد، ناراحت شدم براش... پشیمون ام چرا بغلش نکردم، چرا نازش نکردم...

****

خیلی زود دیر میشه،بیایید مواظب عزیزامون باشیم، پدر و مادر هامون، همسرمون، بچه هامون، عشق های زندگی مون  رو بغل کنیم، ببوسیم (بزرگ و کوچک نداره) غرور رو کنار بزاریم ...

چقدر همگی تلاش کردیم تا خاتون راضی بشه به سفر...همه دست به دست هم دادیم...و فردا عازم ایم...عازم به سوی دیار نور و عشق ...دیار مهربانی ها ...

قول میدم به یاد تک تک تون باشم، برایتون عشق آرزو می کنم عشقی جاودان ...مطمنا یه گوشه ای از زمان ام رو خالی میکنم برای انرژی مثبت به دوستان وبلاگی ام...عزیزان دلمممممممم

****

اولین بار این شعر رو خانوم دکتر(لیلی جان) زیر درخت نارنج در حالی که در آغوش ام گرفته بود در گوش ام زمزمه کرد...(اولین دیدار وبلاگی مون بود)


لحظه دیدار نزدیک است

 باز من دیوانه ام، مستم

باز می لرزد، دلم، دستم 

باز گویی در جهان دیگری هستم

های ! نخراشی به غفلت گونه ام را، تیغ !

 های ! نپریشی صفای زلفکم را، دست!

 آبرویم را نریزی، دل !

ای نخورده مست !

لحظه دیدار نزدیک است .


 مهدی اخوان ثالث


نظرات (12)
یکشنبه 26 آذر 1396 ساعت 06:22
سفر بی خطر و پیشاپیش زیارت قبول.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دعاگویت بودم رافی جانممممم
پنج‌شنبه 23 آذر 1396 ساعت 14:16
ولی به یاد من خیلی خیلی باش لطفا
تو وب م شرح این روزا را دادم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
عزیزممم خورشید جان اکم...خیلی دعات کردم دیشب
پنج‌شنبه 23 آذر 1396 ساعت 13:05
الان که گفتی دارم فکر میکنم من چطوری روم شد جلوی حرم و جلوی مردم از سکوی دو متری با چادر بالا برم بعد تازه جیغ میزدم و صدات میردم و اون بالا برات دست تکون دادم و بعد مثل زورو پریدم پایین
یادته وقتی هندی بازی درآوردیم مردِ چطوری نگامون کرد
امتیاز: 0 0
پاسخ:

لیلی اممممم...یادش بخیررر.بازم تکرارش می کنیم...
چه هرهر کرکری راه انداخته بودیم. اونم تو صحن حرم
دیشب کلی دعات کردم و ارزوهای خوببب
پنج‌شنبه 23 آذر 1396 ساعت 09:43
سلام بهار خانوم
زیارتتون قبول
ممنونم که به یاد ما هم هستی و دعامون می کنی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام به محمدرضای عزیز...
پنج‌شنبه 23 آذر 1396 ساعت 09:36
عشقمممم
التماس دعای ویژه
لطفا این شعر رو از طرف من و با عشق، برایِ امامِ مهربانیها زمزمه کن...شاید طلبیده شدم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بیاد روزی که تو حرم امام رضا دنبالت می گشتم و توی شیطون روی بلند ترین نقطه واستاده بودی و بال بال میزدی...
وای لیلی چقدر خاطرات مشترک داریم اونم چه جاهایی ... شرق، غرب، جنوب
چهارشنبه 22 آذر 1396 ساعت 20:47
سلام.
وای شما و خانوم دکتر چه قدر رمانتیکید! اونم اولین دیدار

یادت باشه با من قرار گذاشتی، اولین دیدارمون فاصله شرعی رو رعایت کنی! بغل مغل و شعر در گوشی و این حرفا نداریما
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام به روی ماه خانم دکتر ...چه خوشحالم همه دوستام دکتر هستن..
صحرا، لیلی، شارمین، بانوی کویر ...الهی به حق پنج تن خودم و مهندس هم دکتر بشیم
خیالت تخت، ببینم سفت بغلت می کنم
چهارشنبه 22 آذر 1396 ساعت 19:31
سلام بهار جان ...
سفرت سلامت و پیشاپیش زیارت قبول و الهی خوش بگذره
الهی خاتون نازنین همیشه سلامت باشه و سایه مهرش مستدام ...خوب کاری می کنید که با هم می روید سفر
در پناه خدا باشید
التماس دعا بهار جان ... با دل مهربونت برای من هم این زیارت رو بخواه لطفا


یادش بخیر لیلی جان تو دیدار اول مان برای من هم شعری خوند که الان هم صداش برام موندگاره

"گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم
چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی"
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام دردانه جانمممممم...دعا می کنم اولین دیدار من و تو توی مشهد اتفاق بیفته
چهارشنبه 22 آذر 1396 ساعت 19:17
سفربه سلامت وخوشی عزیرم.
التماس دعا
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دعاگو هستم ...مینوی عزیزم
چهارشنبه 22 آذر 1396 ساعت 16:29
خوش یه حال خاتون با دختری مثل بهار
التماس دعا بهار جان
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بیادت خواهم بود عزیز دلممممم
چهارشنبه 22 آذر 1396 ساعت 15:58
خاتونو ببر هر چی زودتر
به قول دوستت زود دیر میشه
خوبی بهارم ؟ بوس
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دلم تاپ تاپ میکنه، هیجان دارم...تا حالا با خاتون سفر دو تایی نرفتم...
ممنونم رفیق...خانوم دکتر
چهارشنبه 22 آذر 1396 ساعت 14:30
قبول باشه
و البته زیارت مادر بالا ترین زیارتهاست بنظر من.همینکه چهره مادر را ببینی ....خداوند شما ها را برای هم حفظ کند.آمین
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دیدن چهره مادر زیارته، مرحبا به کیهان عزیز و سخن گرانبهایش
چهارشنبه 22 آذر 1396 ساعت 14:06
واو
بهار منو یادت نره
بهار تو رو خدا منو یادت نره
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بیادت خواهم بود .برای وصال ات دعا خواهم کرد
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.