دست هایم...

دوشنبه 27 آذر 1396 ساعت 10:05

دیروز بعد از تایم اداری، با کارمند دانشگاه هماهنگ کردم ،   بالاخره مدرک ارشد ام به دستم رسید...توش نوشته در آزمون ورودی سال 1394 پذیرفته شده، به اون روزها برگشتم، مرور کردم، به روزهای پر استرس و هیجانش ...به روزی که با محبوب دنبال گرفتن نتیجه هامون بودیم، به تلفنی که منتظرش بودم، به نتی که ضعیف بود و سایت سنجش رو باز نمی کرد..به خنده های پر از دلهره ام ...به انتظار شیرینش ...

انتخاب واحد و کلاس بندی هایش، چقدر سخت بود، مرخصی گرفتن از رئیس مهربان...اصلا خدا این رئیس را فرستاد که من به آرزویم برسم، اگر رئیس قبلی بود محال بود اجازه بدهد...به همکلاسی هایم، به آشنایی ها، به شیطنت ها، به ناهار های دسته جمعی مان...گروهی شده بودیم پر شور و شر ...به صبحانه ها و نان سنگگ اش ...سخت بود اما آسانش گرفته بودیم، با دوستی ها، با همراهی ها، با ساعات خوش اش ...چقدر کافه رفتیم، چقدر رستوران .تجربه هایی شیرین...

و حالا ثمره سه سال تلاش و رفت و آمد، میان دستانم است...توی حیاط دانشگاه قدم زدم، آسمان آبی اش...رد هواپیماهایش، گل و بوته هایش ...نمایشگاه کتابی بر پا بود، گفتم برای خودم جایزه ای بخرم.دو تا کتاب (مردی به نام اووه، دختری در قطار) هدیه ام به خودم...به پسرک فروشنده گفتم، این آخرین بار است که می آیم اینجا...دلم لرزید یعنی دکترا قسمت ام نمی شود...من آرزویش را دارم که ...رویایش را می بافم...نمی دانم دست سرنوشت و تقدیر چه می خواهداما من دلم بی تابانه می خواهدش...

تمام مسیر را خواب آلود بودم، پشت چراغ قرمز چرت می زدم...آخر چهار روز و چهار شب کمترین ساعت بیداری را داشتیم...

******

خدایا صد هزار مرتبه شکربابت نعمت هایی که بخشیدی، بابت سلامت و شادی عزیزانم...مهربانای من...منتظر الطافت هستم، قول میدم که هر آنچه که از دستم بر بیاد برای اطرافیانم انجام بدم. تو فقط شرایط اش را به من بده ....



نظرات (7)
دوشنبه 27 آذر 1396 ساعت 21:53
مبارکه بهارجان.هرچه آرزوی خوبه برای تو
ایشالادکتری هم قبول میشی.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
برای شما هم بهترین ها رو آرزو می کنم مینو جانممممممم... انشالله
دوشنبه 27 آذر 1396 ساعت 18:52
دکترا هم قبول میشی به لطف خدا بهار جان. خدایی که من میشناسم یه جوری کارها رو رو به راه میکنه که بهت زده میمونی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
یعنی میشه این رویا به واقعیت بپیونده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آره من معجزه زیاد دیدم تو زندگی ...نشدنی های بسیار
دوشنبه 27 آذر 1396 ساعت 14:01
بهت تبریک می گم بهار خانم آرزو می کنم که دکتری هم قبول بشی و همچنان از زندگی لذت ببری
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سپاسگزارم کیهان جان... امیدوارم این اتفاق بیفته و هزاران اتفاق خوب برای شما
دوشنبه 27 آذر 1396 ساعت 13:02
مبارکت باشه عشقم
ان شاالله یکروز از مدرک دکترایت برایمان پست بزنی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
فدای تو بشممممم...
اونوقت من مثل تو خانم دکتر میشم
دوشنبه 27 آذر 1396 ساعت 12:10
تبریک میگم بهار جان
همیشه موفق باشی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سپاسگزارممممممم
دوشنبه 27 آذر 1396 ساعت 10:40
مباررررررررکه مدرک گرفتنتون من دقیقا این احساسی که شما داشتید رو داشتم... خیلی شیرین و دلچسبه حالتون همیشه خوب باشه که با خوندن این متن حال من رو هم خوب کردید
امتیاز: 0 0
پاسخ:
روزهای خوبی بود دوره ارشد...من کارشناسی ام پیام نور بود، اصلا بهم نچسبید.حضور در کلاس و آشنایی با دوستانم برام شیرین بود
دوشنبه 27 آذر 1396 ساعت 10:18
فکر کنم کمترین ساعت خواب را داشتی...
الهی همیشه شاد باشی
دکترا هم قبول میشی و چند سال بعدش ثمره ش تو دستاته
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آره ...شب که دیر می خوابیدیم، منم که کلا سحرخیز ام ...
یعنی ممکنه این اتفاق بیفته ؟
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.