X
تبلیغات
رایتل

اولین قدم برای راهی سخت و بزرگ ...

چهارشنبه 13 دی 1396 ساعت 11:03

برای خرید خانه جدید، پول کم داریم، دارم مقدمات کار رو فراهم می کنم، کمی ترسیده و هیجان زده ام...نمی دونم چی میشه ، مطمنا زندگی سخت خواهد شد ولی کاریه که باید انجام بشه ...

سه تا ضامن لازم دارم، اولیش که یکی از همکارانم هست که ضامن متقابل خواهیم شد...دو تای دیگه لازم دارم...اینقدر خجالت میکشم از اینکه بهشون زنگ بزنم و درخواست کنم ...رنگ به رنگ میشم ، ولی دل رو دریایی می کنم دیگه ...الو سلام فلانی ...سلامممممممممم احوال شما ...آنچنان تحویلم می گیرد...با شرم و حیا میگم که میخوام وام بگیرم ببینید شرایط تون مساعد هست برای ضمانت؟ امکانش هست یا نه...اجازه نمیده جمله ام تمام بشه ...میگه خواهر با برادر که این حرف ها رو نداره، میگم مبلغش پنجاه میلیون هست ها، مشکلی ندارین؟ میگه شما بگو یک میلیارد.... تشکر می کنم و خداحافظی  ...

بازم با حالی منقلب به دومی زنگ میزنم.درخواستم رو به همون شرح اولی میگم....که امکانش براتون مهیا هست؟ دقیقا اونم تکرار میکنه که خواهر با برادرش که این حرف ها رو نداره؟ یه لحظه شوکه میشم...از خودم وا میرم...میزنم زیر خنده ....وای پیش فلانی هستید؟ میخنده ....میگه تازه از دستتون دلخورم که اول با اوشون تماس گرفتید...هیجان زده و شرمنده محبت شون شدم...توی دلم شادو خوشحال از این مرام گذاشتنشون...از اون طرف هم دلواپس اقساط ....

باور کنید جگر این کار رو نداشتم، از بس محبوب اصرارم کرد و دلگرمی داد که نگران نباش...میتونی ...، مقدمات کار رو فراهم کردم...

****

خدایا صدهزار مرتبه شکرت برای داشتن اعتبار پیش دوستان...

خدایا صدهزار مرتبه شکرت برای سلامت خاتونم و شنیدن صدای زلالش ...

خدایا همیشه ازت خواسته ام که بخشش و مهربانی را بهم هدیه کنی تا گوشه ای ناقابل از محبت های بیکران ات را، در حق دیگران جبران کنم ...

خدایا کمکم کن ...دستم رو بگیر ....