X
تبلیغات
رایتل

سه‌شنبه 28 فروردین 1397 ساعت 10:05

دیروز با زلی و لیلا همراه شدیم، مسیر پیاده راه معالی آباد...هوا بارانی ، بهاری و دل انگیز...قدم زدیم ، صحبت کردیم از همه جا ...

در راه برگشت باران جان همراهمان کرد، اونقدر زیبا بارید که نگو و نپرس...بارانش مثل باران های شمال، پودری بود...صحبت از لیلی جان شد و تولدش ، از مهندس بزرگه و کارهایش ، از خیلی چیزهای دیگر... از بس گل گفتیم و گل شنیدیم نفهمیدم کی مسیر تمام شد...

شوهر لیلا اهل هنر است از نجاری گرفته تا خطاطی تا خیاطی ...پرنسس تابلویی (welcom) را نشانش داد و گفت عمو این چطوری درست میشه...عصر که به خانه برگشتیم چوب را سنباده زده، رنگ کرده و زیبا تحویل اش داد، لیلا هم گلدان کوچک که روی تابلو نصب می شد برایش آورد...

مهندس می پرسد بهار، این محبت ها واقعی است یا فیلمه؟ می گویم مگر زمانی که ما خانه مان را برای زلی به رهن بانک گذاشتیم فیلم بازی کردیم؟ کاری که این روزها برادر برای برادر نمی کند...ساکت می شود و می گوید این همه محبت عجیب است...

وقتی بدون چشمداشت محبت می کنی کاینات با تمام قوایش تلاش می کند که برایت جبران کند و قرار هم نیست که همان طرف برایت جبران کند، این انرژی مثبت می گردد و می گردد شاید به دست کسی که اصلا انتظارش را هم نداری جبران شود...دیشب با پسر عمو صحبت می کردیم و شکرگزاری بابت خانه ی جدید گفت باورم نمی شود که خانه را خریدیم  و بدهکاری مان را پرداخت کردیم...

گفتم دعای خیر شاه ولد همرامان بود، نفس خیرش...ما می توانستیم دو سه سال پیش خانه را عوض کنیم اما اولویت مان را به پیرمرد دادیم، شادی و امنیت خاطرش برایمان با ارزش تر بود...حالا در میانمان نیست دیگر ...چه خوب شد که نزاشتیم دیر بشود...

اولویت بندی هنر خوبی است....

خدای مهربانم سپاسگزارم بابت باران زیبای بهاری...بابت وجود خاتونم، بابت وجود تمام دوستان و عزیزانم...

******

راستی به همراه پسر اکم  دکترا در مرحله اول پذیرفته شدیم...

باران در حال باریدن است و من به یاد فلون می افتم در سریال خانواده دکتر ارنست..آنجایی که با پای برهنه، توی جنگل در باران شدید استوایی راه می رفت

نظرات (8)
شنبه 1 اردیبهشت 1397 ساعت 16:42
محبت که کنی، محبت میبینی :)

میگم چقده خوبه لیلا رو داری کنارت :) لحظه هاتون قشنگ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
محبت جاده دو طرفه اس...جاده که چه عرض کنم اتوبانیه برا خودش
بهترین ها رو برات آ رزو می کنم دوست جان
چهارشنبه 29 فروردین 1397 ساعت 08:21
چه حس قشنگی بود توی این پستتون.

خداروشکر که بدهیهاتون رو دادین؛ چقدر عالی که دوستان خوبی دارین..

شاد باشید و سلامت
امتیاز: 0 0
پاسخ:
زیبایی تو نگاه خودتون هست...
برای شما هم آرزوهای خوب خوب دارممممم بانو جانم
سه‌شنبه 28 فروردین 1397 ساعت 14:42
وای که با این بارون روح آدم پرواز میکنه

اااا مبارررررررکه شیرینی کو خانم دکتر ؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
یه روز بیا پیاده راه معالی آباد... دست در دست هم راه بریم خب
شیرینی فقط حضوری
سه‌شنبه 28 فروردین 1397 ساعت 14:34
سلام بهار عزیزم
چه خوب و عالی ، پیاده روی زیر باران به همراه عزیزانت
نوش جان و گوارای دل
بس که شما خوب و مهربانید همیشه نتیجه و حاصلش را می بینید و این رو میشه کاملا تو نوشته هاتون حس کرد
الهی همیشه مهر و عشق بکارید و مهر و عشق بگیرید ...دنیا چه زیبا میشه این طوری .....
تبریک میگم قبولی را بهار جان ...الهی مرحله بعد هم پذیرفته بشین ...خانم دکتر بهار
لحظه های خوب گوارای شما و عزیزانت
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام به روی ماه مهربان ات...
ببین اگه نیای شیراز دکتر شدم آمپول ات میزنما
هر چی خیره هست پیش میاد
سه‌شنبه 28 فروردین 1397 ساعت 13:23
بهار جان دوستت دارم و خوشحالم برای موفقیتت امیدوارم همیشه و همه جا موفق باشی.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
فدای محبت ات بانوی مهربان...برای شما هم از خدا بهترین ها رو میخوام
سه‌شنبه 28 فروردین 1397 ساعت 12:19
مبارک باشه امیدوارم در مراحل بعدی دکتری هم هر دوی شما موفق باشید
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سپاسگزارم کیهان جان...
دکترا آرزویی دست نیافتنی هست برایم...شرایط ام فعلا که اجازه نمیده، ببینیم قسمت چیه
خدا بزرگه
سه‌شنبه 28 فروردین 1397 ساعت 12:03
وای بهار جانم چقدر خوندن این پستت بهم انرژی مثبت داد و چقدر خوشحالم که جواب مهربانی هایت بر زمین نماند و با دل مهربان دیگری درست جایی که انتظارش رو نداشتی جبران شد ...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بانوی تابستان عزیزمممممم...بعضی اوقات باورم نمیشه که این همه کار سخت و دغدغه تمام شد
انگار معجزه ای بود...اگه با جزییات براتون بنویسیم متوجه می شید که چیا دست به دست هم داد تا انجام بگیره...
دلت شاد مهربانممممم
سه‌شنبه 28 فروردین 1397 ساعت 10:44
خدا را هزار مرتبه شکر
افرین بهار خانم
همینه... مهربونی هیچ کجا گم نمیشه
الهی همیشه دلت شاد و لبت خندون باشه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ایثار و محبت شیرینی داره بی نهایت...گاهی لذتش بیشیر از داشتن چیزی برای خود آدمه...
ممنونم تیلوی مهربانمممممم
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.