X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

یکشنبه 23 اردیبهشت 1397 ساعت 07:38

همیشه گفتن باید با کفش کسی راه بری تا از حال اش باخبر بشی...گرد و خاک آسمون زیبای شهرم رو تیره کرده، احساس می کنم نفس ام بند میاد ...طفلک خوزستانی ها الان می فهمم چی می کشن.... همکارم که کارمند منابع طبیعی بوده  تعریف می کرد که تا زمان جنگ عراق و ایران تمام منطقه مرزی مالچ پاشی میشده ، درختکاری میشده، اما با شروع جنگ همه برنامه  ها تعطیل شده،حیف اون همه برنامه های زیست محیطی خوب...


****

کتاب کافه پیانو رو به سفارش تیلوی عزیزممم خوندم، خیلی به دلم نشست...دارم به آرزوهای کودکی ام می رسم، داشتن کتابخانه...ابتدایی که بودم عمو کتابخانه ای داشت که قفل داشت همیشه از پشت شیشه کتاب ها رو تماشا می کردم، و چند باری کتاب ازش قرض گرفتم و خوندم، الان که خونه باغ به من رسید اون کتابخونه هم مال خودم شده اما بدون کتاب

خداوند آرزوهای ما رو برآورده می کند اما به روش خودش...

کتابی که الان دارم می خونمش «در کوهستان ها طنین انداز شد» به سفارش صحرا بانوی عزیزم هست...

یه چیزهایی درون ما بالقوه است اما شرایط و کاتالیزوری میخواد که بالفعل بشه ، خدا رو شکر که آدم های خوب سر راهمون قرار میگیرن...

کتاب های زیبایی هم از لیلی ِ جان دریافت کردم و از مهندس بزرگ....

کتابخانه کوچولویم ، توی کنج خانه ام رو دوست دارم...شاید یه روزی همه دور هم جمع بشیم و اونجا برای هم پاراگراف پاراگراف کتاب بخونیم و چای با عطر بهار نارنج بنوشیم...فقط غیر ممکن،  غیر ممکن هست...شاید اتفاق بیفتد

****

از طوفان که در آمدی، دیگر همان آدمی نخواهی بود که به طوفان پا نهاده بودی...


نظرات (6)
سه‌شنبه 25 اردیبهشت 1397 ساعت 14:15
آفرین بر شما!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سپاسگزارمممم
دوشنبه 24 اردیبهشت 1397 ساعت 14:31
به روی چشم بهار عزیزم
یکی از کتاب ها رو می سپرم دست لیلی ام تا وقتی که هم دیگر رو قرار هست ببینید بده به شما
یا اگر دوست داشتین آدرس بدین براتون بفرستم عزیز دل
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونمممممممممم...آره .همون بده دست لیلی جان...تو یه فرصتی ازش میگیرم
یکشنبه 23 اردیبهشت 1397 ساعت 14:20
اون حس نوستالوژیک رو قشنگ تداعی کردی بهار جان خدا رحمت کنه بابام رو وقتی مثنوی مولانا رو میخوند.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
روح شان شاد....ممنونم رابعه جان
یکشنبه 23 اردیبهشت 1397 ساعت 13:06
سلام بهار عزیزم ...
روز و لحظه هایت عالی
امیدوارم هوای شهر خیلی زود صاف و بارونی بشه برای دل بهار مهربان ما الهی هوای همه جا زود صاف و تمیز بشه

کتابخانه عالیه و خوشحالم که الان یه کتابخانه زیبا و قشنگ داری ....کتاب ها و حس خوب خوندن شون نوش جانت
و ممنونم بابت حرف های خوبت و انرژی و امیدی که دارن با خودشون ...الهی همیشه آرزوهایت محقق
منم دلم دورهمی وبلاگی خواست
امتیاز: 0 0
پاسخ:
دردانه اممم..کتاب شعر تو رو هم میخوامممم
یکشنبه 23 اردیبهشت 1397 ساعت 11:36
وضعیت محیط زیست ما که ماشالله داره!! متاسفانه هر روز داره بدتر می شه.
داشتن کتابخونه خیلی خوبه؛ من با کتاب هام زندگی می کنم!
کتاب هایی رو که نام بردین نخونده ام، البته کافه پیانو رو همون موقع که درومده بود دستم گرفتم بخونم و چیزهایی پیش اومد کهمنصرف شدم.
شاد باشین!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
از خودمان شروع کنیم، من محاله که مواد بازیافتی رو توی سطل آشغال بریزم، مصرف آب و برق رو خیلی کنترل می کنم و به هیچ عنوان آَشغال ام رو تو طبیعت جا نمیزارم...تمام سعی ام رو می کنم که وروجک ها هم یاد بگیرن...
سپاسگزارم از محبت تون
یکشنبه 23 اردیبهشت 1397 ساعت 11:16
بازم برات کتاب میخرم تا سهم کوچکی داشته باشم تو باغِ کتابت
دورهمی...خدا کنه هرچه زودتر...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
واییییییی ممنونمممممممم لیلی ِ جان...
انشاالله
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.