بهارم...

اگر جای دانه هایت را که روزی کاشته ای فراموش کردی، باران روزی به تو خواهد گفت کجا کاشته ای … "پس نیکی را بکار، بالای هر زمینی… و زیر هر آسمانی…. برای هر کسی... " تو نمیدانی کی و کجا آن را خواهی یافت!! که کار نیک هر جا که کاشته شود به بار می نشیند …

بهارم...

اگر جای دانه هایت را که روزی کاشته ای فراموش کردی، باران روزی به تو خواهد گفت کجا کاشته ای … "پس نیکی را بکار، بالای هر زمینی… و زیر هر آسمانی…. برای هر کسی... " تو نمیدانی کی و کجا آن را خواهی یافت!! که کار نیک هر جا که کاشته شود به بار می نشیند …

میزبان

برای اولین بار فامیلام رو توی خونه باغ دعوت می کنم.. تا حالا فقط دوستانمون  و همکارام اونجا رو دیدند. یه گروه تو واتساپ تشکیل دادم و دخترا رو دعوت کردم. همه شون ذوق کردند و گفتند که حتما میان...حالا ببینم پنج شنبه شب هوا یاری می کنه ؟....

پرنسس  که درگیر کلاس هاش هست و پنج شنبه شب به ما می پیونده گلدونه هم که توی نمایشگاه مهندس کوچیکه مشغوله...به زن داداش گفتم که بیاد کمکم، لیلی هم قول داده که بیاد...خیلی خوش ذوق و سلیقه هست و اهل مهمانی دادن...اگه بیاد که خیلی خوش میگذره کنارش...

ایشالله که به همه خوش بگذره ...


با فنجانی چای هم میشه مست شد 

اگر کسی که باید باشد، باشد...

گروه لیان

لیلی زنگ زد گفت بهار...گروه لیان تو شیراز کنسرت داره ، من عاشق شونم(گناوه ای هست خودش و عاشق نی انبان) گفت بلیت ها برای سه روز سولد آوت شده ببین میتونی کاری کنی؟ گفتم آشنا ندارم که نمی دونم. همکار اتاق روبروییم چند لحظه بعدش اومد پیشم، یهویی بهش گفتم چیکار می کنی؟ یه بلیت کنسرت برامون بگیر ...گفت کی کجا؟ گفتم برای امشب یا فردا شب...دست برد گوشی اش رو برداشت یه زنگ زد.... عصرش بلیت رو توی واتساپ برام فرستاد ، ردیف 1 صندلی... ، سوپرایز شدم ...

به لیلی گفتم بلیت اوکی شده، میخوای با خواهرات بری من مشکلی ندارما به کارام میرسم...گفت نه فقط خودت...راهی شدیم کمی زودتر رسیدیم روی سنگفرش های جلوی حافظیه قدم زدیم به لیلی گفتم میدونی خیلی آدم ها هستندکه آرزو دارند روی این سنگفرش ها قدم بزنند و شرایط براشون مهیا نیست...

و اما کنسرت....

بچه های بند عالی بودند. محسن شریفیان، دختر خوشرو و دوست داشتنی اش و بقیه ی گروه ...شب بسیار شادی رو رقم زدند و شیرازی هایی که حسابی قدردان بودند و سنگ تمام گذاشتند توی تشویق و همراهی کردن.... لیلی که رو پا بند نمی شد، یهو داد زد محسن برامون دواره بزنمحسن هم خندید گفت چشم...

در مورد وجه مشترک موسیقی بوشهری و شیرازی گفت که بیت خونی بوشهری ها با موسیقی که همراه بشه میشه واسونک شیرازی ...و من به خلسه رفتم با خوندن بیت خونی.....محشر بود...اونجایی که برای رود جونی خوند

نمی تونم از احساساتم بگم، اونجایی که با اون ساز، تک نوازی میکرد و من چشمام رو می بستم و غرق در لذت...منی که عاشق موسیقی ام مخصوصا موسیقی اقوام .... یه جاهایی محسن شریفیان گفت باید همراهیم کنید...کلمه( به کعله) رو باید تکرار می کردیم، گفت می دونید یعنی چی؟ گفتیم نه...گفت به کعله یعنی به قلعه ، توی جنوب قدیم ترها ق رو ک تلفظ می کردند... 

ترانه های قدیمی مثل دریا دریا عشق مو دریا، دلبر شیرازی ، خار تو پامه نمی شامه ....و قطعه آخرشون که زمین و زمان رو به رقص وا داشت.... موسیقی بدون کلام با نی انبان....

پیشنهاد می کنم اگه تو شهرهاتون کنسرت گذاشتند حتما شرکت کنید و لذت ببرید...


زیباترین قسمت رفاقت 

به یاد هم بودنه 

نه کنار هم بودن