| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
بی خواب شدم. وبلاگ تیلو جان رو باز کردم.غمش دلم رو آتش زد. براش نوشتم که عزیزم خدا رو شکر که سالها پدرت رو کنار خودت داشتی.تو سایه اش قد کشیدی...اما من اصلا یادم نمیاد.آخه فقط سه سال ام بود...اشکام بی وقفه میریزه. این روزها خیلی بهش،نیاز دارم. به مشورتش به راهنماییش. آخه میگن خیلی دانا بوده خیلی جلوتر از زمان خودش بوده... وقتی پرنسس رو می بینم که مثل پرنده ای خودش رو به اون در و اون در می کوبه. این مشاور و اون مشاور رو به امداد می طلبه...باید میبود...باید...باید....
چه میشه کرد....باید ساخت...دست به زانو گرفت و بلند شد...
مهربانانم ببخشید که ناراحت تون کردم.از غمگبن نوشتن بیزارم....اما جاری شدن اشکام حال دلم رو خوب کرد...عروسکم الان از گجساران برمیگرده حالمو خوب میکنه...دوست تون دارممممم
بهار عزیزمممممم



تو خود خود خود بابات هستی دیگه
هر چی خوندم تا حالا ازت فقط خردمندی فرهیختگی فرزانگی ومهربونی بوده تو به کمک خدای مهربون بهترین مشاور وحامی پرنسسی دلت قرص باشه مهربانم
اره واقعا متن تیلو جان خیلی احساسات ناب داشت روح بابای مهربونش شاد و بابای بزرگوار خودت که یه دختر دسته گل و حال خوب کن تحویل جامعه داده
ممنونم بانو جااااان...

محبت دارید شما...انشالله که خدا عزیزانت رو برات حفظ کنه
امیدوارم دختران گل ات خوشبخت بشن
حالا دیگه شما به روش نیار... خودش به اندازه کافی ناراحت هست
باشه
امان از دست این تیلوتیلو که دل دوستای گلش را خون میکنه
ببخشید
اشکت را درآوردم ... معذرت...
آره ... تو روح اش


خدا رحمتشون کنه وعزیزانت رو واست نگه داره
آفرین به همت پرنسس.آرزو می کنم ودعا که بهترین ها درانتظارش باشه عزیزمهربان
ممنونم مینوجان عزیز

ممنونم از مهربانی ات....آمین
لذت بازنشستگی رو میبری که خانمممم؟
سلام
میدونم که این غم فراموش شدنی نیست. پس تسلیت میگم
واقعا این قدر دیر برمیگردن؟
سلام آقای دکتر محبت دارید ...خدا عزیزان شما رو در پناه خودش بگیره...
آره شنبه صبح ساعت 6 حرکت میکنه حدود ساعت 10 میرسه، تا حدود 10 شب کلاس داره ، شب اتوبوس سوار میشه صبح زود یکشنبه میرسه شیراز ...