| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
یه خوش خواب خیلی نرم و راحت براش بردم...گفتم پهلوهای نازنین ات رو بزار اینجا و نرم بخواب...
انرژی اش صد برابر شده بود، مثل پروانه می چرخید و کاراش رو میکرد...ترشی بادمجان شکم پر هم برام درست کرد...دستانت پرتوان باد عشق جانم 
بچه های خوبی که هستین؟ هوای مادر هاتونو دارید که؟
*******
دوست دوران سربازی پسرعمو بعد از مدت ها بهش زنگ زد و اصرار کرد که یه سر بیا پیشم...اینم چیزایی تدارک دید و رفت دیدنش..برگشتنی دو کارتن انار قرمزززززززز همراهش کرده بودند...خوشحال و خندان اومد.گفت میدونی خانم دوستم چی بهم گفته؟ گفتم چی؟ گفت خاطرات رو مرور کرده گفته حوالی سال های 1360 شما بهمون پنجاه هزار تومان قرض دادید و تونستیم خونه نوسازمون رو تا زیر سقف ببریم...خدا میدونه چقدر خوشحال بود و می گفت به هر جای گذشته که سرک می کشم،می بینم یاد خوبی از خودم گذاشتم...
این مرد همونیه که من کلی پشت سرش غر میزنم و بهش ایراد می گیرم...بله پسرعمو

دستانم بوی عشق می دهند
بوی انار و خرمالو...
آنقدر که کوچه های پاییز را
دست در دست خیالت قدم زده ام