بهارم...

اگر جای دانه هایت را که روزی کاشته ای فراموش کردی، باران روزی به تو خواهد گفت کجا کاشته ای … "پس نیکی را بکار، بالای هر زمینی… و زیر هر آسمانی…. برای هر کسی... " تو نمیدانی کی و کجا آن را خواهی یافت!! که کار نیک هر جا که کاشته شود به بار می نشیند …

بهارم...

اگر جای دانه هایت را که روزی کاشته ای فراموش کردی، باران روزی به تو خواهد گفت کجا کاشته ای … "پس نیکی را بکار، بالای هر زمینی… و زیر هر آسمانی…. برای هر کسی... " تو نمیدانی کی و کجا آن را خواهی یافت!! که کار نیک هر جا که کاشته شود به بار می نشیند …

ژوتم

وارد مطب شدم. خلوت بود. منشی در حال چرت زدن...از دکتر پرسیدم گفت بخاطر شرایط کرونا فعلا بیمار نمی بینه...زدم بیرون...قدم زنان از پل نمازی به سمت ملاصدرا راه افتادم...فرصت خوبیه...برم کتابفروشی...ماسکم رو محکم می کنم وارد میشم. به سمت قفسه های آخری میرم. جاشونو خوب بلدم...غرق در کتابا میشم.هر جا چشمم به نامی آشنا میخوره غرق شوق میشم و خوشحال از اینکه خوندمش..

کتاب راز پاریس رو بر میدارم...از قفسه روبرو دیوان حافظ زیبا و کوچکی هم بر میدارم.نمیدانم چندمینی هست که هدیه میدهم به دوستان وبلاگی ام...همیشه در خانه آماده دارم...ببینم این سهم چه کسی می شود...

****

آهنگ ژوتم لارا فابیان رو پلی می کنم...همراش کتاب راز پاریس تو دستامه...حس خوبیه...دوستم برای زایمان دخترش رفته آمریکا...استاتوس گذاشته..اسکرین شات می گیرم به یادگار...به امید روزی که منم به دیدن وروجک هام برم...


D’accord, il existait , d’autres façons de se quitter           

       قبول ، راه‌های دیگری هم هست که به جدایی برسد

Quelques éclats de verre , auraient peut-être pu nous aider
چند جرعه نوشیدنی شاید می توانست کمکمان کند

Dans ce silence amer , j’ai décidé de pardonner
در این سکوت تلخ، تصمیم گرفتم ببخشمت

Les erreurs qu’on peut faire , À trop s’aimer
خطا هایی که به خاطر زیادی عشق از ما سر می زند

D’accord, la petite fille , en moi souvent te réclamait
قبول، دخترک درون من همواره تو را می خواست

Presque comme une mère , tu me bordais, me protégeais
شبیه یک مادر، دورم می گشتی و مراقبم بودی

Je t’ai volé ce sang , qu’on aurait pas dû partager
خوبی را از تو به یغما بردم که نباید در آن سهمی می داشتم

******

نگران ام نباشید مهربان دوستانم...من یه مادرم ...یه نگاه چپ به وروجک ها می تونه منو بهم بریزه....دلیل ناراحتی ام هم همین بود این چند روز...طفلک پسر عمو

*******

مهندس کوچیکه به پرنسس میگه امید خانواده

به محضی که به خونه وارد میشه دنبال من میگرده و شروع میکنه به حرف زدن...گفت که پویا بهم پیام داده که بیا خونه مون(بچه ذوق پیانو اش را داشته) اینم بعد از آموزشگاه میره و بهش درس میده...حالا که اینا را آلوده کردیم نوبت به بهراد و مامانش رسیده (زن داداش) داریم روشون کار می کنیم که بهراد هم بیاریم تو خط (فوق العاده باهوش و شیطونه) به زن داداش پیام دادم مصی مقاومت نکنتا همه تون رو موزیسین نکنیم ول نمی کنیم

ارکستر خاتون

*****

میخنده میگه بهاررررررررر...یه هنرجو بهم پیشنهاد شده از آمریکااااااا...کجا؟؟؟؟؟؟ آمریکا و میزنه مسخره بازی که من شهریه چند بهش بگم آخه؟ هرچی حساب کتاب می کنم پول یه شام شون نمیشه که

امیدوارم که دل تک تکتون شاد باشه ...

یک دنیا ممنون برای ابراز محبت تون...دوست تون دارم...


****

پیامبری  هستی

که معجزه بزرگ ات

روشن نگه داشتن چراغ خوشبختی در خانه ای کوچک

در قلب خاور میانه است...

نازک دل

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.