بهارم...

اگر جای دانه هایت را که روزی کاشته ای فراموش کردی، باران روزی به تو خواهد گفت کجا کاشته ای … "پس نیکی را بکار، بالای هر زمینی… و زیر هر آسمانی…. برای هر کسی... " تو نمیدانی کی و کجا آن را خواهی یافت!! که کار نیک هر جا که کاشته شود به بار می نشیند …

بهارم...

اگر جای دانه هایت را که روزی کاشته ای فراموش کردی، باران روزی به تو خواهد گفت کجا کاشته ای … "پس نیکی را بکار، بالای هر زمینی… و زیر هر آسمانی…. برای هر کسی... " تو نمیدانی کی و کجا آن را خواهی یافت!! که کار نیک هر جا که کاشته شود به بار می نشیند …

دخترک نوجوانی بودم، به شدت از مارمولک می ترسیدم، یه روز دیدم یه مارمولک پشت شیشه در ورودی هست...یواش رفتم چماق بزرگی یادگار از بابا رو برداشتم، بردم عقب آوردم جلو....دیگه تصورش با خودتون...مارمولک که فرار کرد بسلامتی...بهار ماند و یه عالمه خرده شیشه رنگی...

****

روز جمعه پسر عمو رفته بود کوه...من زودتر بیدار شدم و تو آشپزخونه بودم ..یکی یکی بیدار شدن و آمدن پیش ام...تا چشم پسر عمو رو دور دیدیم حسابی بگو و بخند کردیم..شیطنت کردیم...پرنسس میگه مامان باید سنگین رنگین باشه... همینکه کلید تو در پیچید پخش و پلا شدیم

****


شبانگاه است بسیار آرام و رومانتیک...نسیم خنکی می وزد... پنج تایی تو میدان تکسیم قدم میزنیم..مهندس جوان و پرنسس آرام آرام ازمون فاصله می گیرن، ما هم غرق در صحبت و تماشای کبوتران...یهو از پشت پرنسس بغلم میکنه...و شاخه رز زیبایی را به سمت ام می گیره....و غش غش می خندن...

تو هیاهوی فرودگاه جدید استانبول شاخه گل رز جا می ماند...

خیابان استقلالم آرزوست و موسیقی های خیابانی اش...

*****

دیگری گر برود از نظرم باکی نیست

تو که محبوبی و معشوقی و منظور مرو

حضرت پاییز

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.