| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 |
از نامهربونی بدم میاد... از بی اعتنایی بیشتر ... اینا رو اگر کسی نسبت به خودم انجام بده دلم میشکنه مثل شیشه... نمیخوام اینطوری باشم ولی کاراش ، کم لطفی هاش ، بی مهری هاش... باعثش میشه ... من اهلش نیستم، آدمش نیستم .... اهل نامهربانی، بد خلقی ...
کاش شرایطی پیش بیاد، ... فقط سلام باشه و علیک ... از خدا می خوام ، از هم فاصله داشته باشیم ، همون قصه دوری و دوستی ...
قول میدم بچه خوبی بشم ، قول....
خدا مرا آفریده که عشق بورزم، مهربانی کنم، یاری کنم .... قلب و روح من پذیرای کینه و دشمنی نیست، گنجایش این چیزها را ندارد ، اگر هم پیش بیاد به زمان کوتاهی نیاز داره واسه فراموشی ...
آرامش و مهربانی و لبخند خودم را می خواهم ... خدایا لطفاً ....
کمکم کن تأثیر نگیرم ازش....
****
با ترس و لرز احوال دوستمون رو پرسیدم و نتیجه اسکنش را ...
دخترش برام نوشته: نتیجه خوب بوده و بیماری پیشرفتی نداشته ... مثل همیشه خوش قدم بودین ...
و من خوشحالم برای پدر مهربان ... امیدوارم که خدا حفظش کنه ....
*****
تو همه چیز منی
ﺗﻮ ﻣﺎﻝِ ﻣَﻨﯽ
ﺧﻮﺩﻡ ﮐﺸﻔﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ
ﺗﻮ ﺑﺎ
"ﻣﻦ" ﻣﯽ ﺧﻨﺪﯼ
ﺑﺎ "ﻣﻦ"
ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ
ﺩﺭﺩِ ﺩﻟﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ
"ﻣﻦ " ﻣﯽ ﮔﻮﯾﯽ: ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ
ﺩﻟﺖ ﺑﺮﺍﯼِ
"ﻣﻦ " ﺗﻨﮓ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ
ﺿﺮﺑﺎﻥ ﻗﻠﺒﺖ، ﺑﺎ
" ﻣﻦ" ﺑﺎﻻ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ
ﺑﺎ ﺳﮑﻮﺗﻢ، ﺑﺎ ﺻﺪﺍﯾ
ﻢ
ﺑﺎ ﺣﻀﻮﺭﻡ، ﺑﺎ ﻏﯿﺒﺘﻢ
ﺗﻮ ﻣﺎﻝِ ﻣﻨﯽ
ﺍﯾﻦ ﺑﻼﻫﺎ ﺭﺍ ﺧﻮﺩﻡ
ﺳَﺮَﺕ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﻡ
ﺑﻪ "
ﻣﻦ" ﻣﯽ ﮔﻮﯾﯽ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ
ﻭ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﺁﻥ ﺭﺍ
ﺍﺯ ﺯﺑﺎﻥ "ﻣﻦ" و ﻓﻘﻂ "ﻣﻦ" ﺑﺸﻨﻮﯼ
ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯽ
ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﻟﻮﺱ ﮐنی؟
ﻧﺎﺯَﺕ ﺭﺍ ﺑﺨَﺮﺩ
هوایت را اندازه
من داشته باشد
ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺑﺎ ﯾﮏ ﮐﻠﻤﻪ ، ﺑﺎ ﯾﮏ ﻧﮕﺎﻩ
ﺩﻟﺖ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺭﯾﺰﺩ؟
ﺑﻌﺪ، ﺧﻮﺩﺵ ﺁﻥ ﺭﺍ
ﺟﻤﻊ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺳَﺮِ ﺟﺎﯾﺶ بگذارد
ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺍﺣﺴﺎﺳﺖ ﺭﺍ
ﺗَﺮ ﻭ ﺧﺸﮏ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ؟
ﺍﺷﮑﺖ ﺭﺍ ﺩﺭﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ
ﺑﻌﺪ، ﭘﺎﮎ ﻣﯽ ﮐﻨ ﺪ؟
ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺁﻥ
ﮐﻪ ﺣﺮﻓﺖ ﺭﺍ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﯽ ﺗﺎ ﺗَﻪِ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻧَﻔَﺲ ﻣﯽ ﮐﺸﺪ؟
اینبار " من "
فقط " من "