بهارم...

اگر جای دانه هایت را که روزی کاشته ای فراموش کردی، باران روزی به تو خواهد گفت کجا کاشته ای … "پس نیکی را بکار، بالای هر زمینی… و زیر هر آسمانی…. برای هر کسی... " تو نمیدانی کی و کجا آن را خواهی یافت!! که کار نیک هر جا که کاشته شود به بار می نشیند …

بهارم...

اگر جای دانه هایت را که روزی کاشته ای فراموش کردی، باران روزی به تو خواهد گفت کجا کاشته ای … "پس نیکی را بکار، بالای هر زمینی… و زیر هر آسمانی…. برای هر کسی... " تو نمیدانی کی و کجا آن را خواهی یافت!! که کار نیک هر جا که کاشته شود به بار می نشیند …

دنیای بزرگ اما بسیار کوچک

دیشب پرنسس از آموزشگاه اومد خونه، وقتی میاد میگه سر میز کنارم بشین تا هم حرف بزنیم هم من شامم رو بخورم... گفت امروز پدر هنرجوم برام تعریف کرده که تو خونه بابام بودیم. داشتم با دخترم در مورد شما حرف میزدم فامیلی تون رو که گفتم یهو بابام زل زد تو چشام پرسید گفتی کی؟

بعد برام یک ساعت از یه  آقایی و خانواده اش حرف زده که من زیاد میرفتم خونه شون، و .....

پرنسس گفت ازش پرسیدم اسم اون آقا کی بوده که هم فامیلی ما بوده؟ نگو اسم پسر عمو رو میاره ...

پرسیدم اسم باباشون رو نگفت ؟ گفت بله فلانی ...تمام بدن ام دون دون شد...رفتم به سالها پیش که ولایت زندگی می کردیم. پسرعمو دوستان گناوه ای زیادی داشت. مردمان مهربان و خوبی بودند. توی مسیر وقتی براشون کاری یا مشکلی پیش می اومد به خونه ی ما می اومدن .... پدر بزرگ هنرجوی پرنسس هم یکی از اون آدم ها بود...خیلی مهربان و صمیمی بود... حالا بعد از این همه سال  بی خبری، نوه اش شده هنرجوی پرنسس.... گفت مامان تو چیزی نگو به بابا تا خودم بهش بگم... عکس العملش رو ببینم...


******************

چقدر دنیا کوچیکه. آدم ها میرن و سالها بعد ممکنه باز هم به همدیگه برسن.... کاش خاطره های خوب دوستی مون رو بزاریم قشنگ موندگار بشه...خرابش نکنیم...

ادامه این پست یه گلایه بود..حذفش کردم.... بگذریم....



آنچه برای توست 

تو را خواهد یافت 




میزبان

برای اولین بار فامیلام رو توی خونه باغ دعوت می کنم.. تا حالا فقط دوستانمون  و همکارام اونجا رو دیدند. یه گروه تو واتساپ تشکیل دادم و دخترا رو دعوت کردم. همه شون ذوق کردند و گفتند که حتما میان...حالا ببینم پنج شنبه شب هوا یاری می کنه ؟....

پرنسس  که درگیر کلاس هاش هست و پنج شنبه شب به ما می پیونده گلدونه هم که توی نمایشگاه مهندس کوچیکه مشغوله...به زن داداش گفتم که بیاد کمکم، لیلی هم قول داده که بیاد...خیلی خوش ذوق و سلیقه هست و اهل مهمانی دادن...اگه بیاد که خیلی خوش میگذره کنارش...

ایشالله که به همه خوش بگذره ...


با فنجانی چای هم میشه مست شد 

اگر کسی که باید باشد، باشد...