بهارم...

اگر جای دانه هایت را که روزی کاشته ای فراموش کردی، باران روزی به تو خواهد گفت کجا کاشته ای … "پس نیکی را بکار، بالای هر زمینی… و زیر هر آسمانی…. برای هر کسی... " تو نمیدانی کی و کجا آن را خواهی یافت!! که کار نیک هر جا که کاشته شود به بار می نشیند …

بهارم...

اگر جای دانه هایت را که روزی کاشته ای فراموش کردی، باران روزی به تو خواهد گفت کجا کاشته ای … "پس نیکی را بکار، بالای هر زمینی… و زیر هر آسمانی…. برای هر کسی... " تو نمیدانی کی و کجا آن را خواهی یافت!! که کار نیک هر جا که کاشته شود به بار می نشیند …

گروه لیان

لیلی زنگ زد گفت بهار...گروه لیان تو شیراز کنسرت داره ، من عاشق شونم(گناوه ای هست خودش و عاشق نی انبان) گفت بلیت ها برای سه روز سولد آوت شده ببین میتونی کاری کنی؟ گفتم آشنا ندارم که نمی دونم. همکار اتاق روبروییم چند لحظه بعدش اومد پیشم، یهویی بهش گفتم چیکار می کنی؟ یه بلیت کنسرت برامون بگیر ...گفت کی کجا؟ گفتم برای امشب یا فردا شب...دست برد گوشی اش رو برداشت یه زنگ زد.... عصرش بلیت رو توی واتساپ برام فرستاد ، ردیف 1 صندلی... ، سوپرایز شدم ...

به لیلی گفتم بلیت اوکی شده، میخوای با خواهرات بری من مشکلی ندارما به کارام میرسم...گفت نه فقط خودت...راهی شدیم کمی زودتر رسیدیم روی سنگفرش های جلوی حافظیه قدم زدیم به لیلی گفتم میدونی خیلی آدم ها هستندکه آرزو دارند روی این سنگفرش ها قدم بزنند و شرایط براشون مهیا نیست...

و اما کنسرت....

بچه های بند عالی بودند. محسن شریفیان، دختر خوشرو و دوست داشتنی اش و بقیه ی گروه ...شب بسیار شادی رو رقم زدند و شیرازی هایی که حسابی قدردان بودند و سنگ تمام گذاشتند توی تشویق و همراهی کردن.... لیلی که رو پا بند نمی شد، یهو داد زد محسن برامون دواره بزنمحسن هم خندید گفت چشم...

در مورد وجه مشترک موسیقی بوشهری و شیرازی گفت که بیت خونی بوشهری ها با موسیقی که همراه بشه میشه واسونک شیرازی ...و من به خلسه رفتم با خوندن بیت خونی.....محشر بود...اونجایی که برای رود جونی خوند

نمی تونم از احساساتم بگم، اونجایی که با اون ساز، تک نوازی میکرد و من چشمام رو می بستم و غرق در لذت...منی که عاشق موسیقی ام مخصوصا موسیقی اقوام .... یه جاهایی محسن شریفیان گفت باید همراهیم کنید...کلمه( به کعله) رو باید تکرار می کردیم، گفت می دونید یعنی چی؟ گفتیم نه...گفت به کعله یعنی به قلعه ، توی جنوب قدیم ترها ق رو ک تلفظ می کردند... 

ترانه های قدیمی مثل دریا دریا عشق مو دریا، دلبر شیرازی ، خار تو پامه نمی شامه ....و قطعه آخرشون که زمین و زمان رو به رقص وا داشت.... موسیقی بدون کلام با نی انبان....

پیشنهاد می کنم اگه تو شهرهاتون کنسرت گذاشتند حتما شرکت کنید و لذت ببرید...


زیباترین قسمت رفاقت 

به یاد هم بودنه 

نه کنار هم بودن



توقع بیجا

کم و بیش در مورد خانواده ی پسر عمو و کمک هامون اینجا نوشتم... وقتی عمو زنده بود با اینکه املاک زیاد و با ارزشی داشت ، سخت زندگی می کرد، خونه اش قدیمی بود و داشت سقفش خراب میشد. سال نود با کمک پسرعمو براش خونه ای نقلی و قشنگ درست کردیم . و  این کمک ها به خواهراش و یکی از برادراش ادامه داشته تا الان... اگر بخوام بنویسم میشه قصه ی هزار و یک شب ...

یه درخواست های عجیب و غریبی دارند  که سرم سوت می کشه ...اونم تو شرایط سخت این روزها....

آخه مگه ما تاجر و کارخونه دار هستیم، دو تا کارمندیم که با برنامه ریزی و درایت و هزار سختی زندگی رو جمع و جور کردیم. خودشون شاهد هستند که برای نمایشگاه مهندس کوچک، برای ماشین پرنسس و حتی خرید خونه باغ من طلاهام رو فروختم، ماشینم رو فروختم و ماه ها تو فصل گرما بدون ماشین بودم. این درخواست های عجیب و غریب برای چیه ؟

درستش اینه که آدم همه ی تلاشش رو بکنه، اگر جایی کم آورد درخواست کمک کنه نه اینکه بشینه منتظر تا بقیه اقدام کنند..تصمیم گرفتم که دیگه تلفن هاشون رو جواب ندم، به محض اینکه کمی استرس بگیرم و ناراحت بشم سردرد میشم...


به قول پرنسس من دیگه اون احمق قبلی نیستم، یه احمق جدیدم 

**********

اگر کسی را دیدید 

که از همه چیز لذت می برد

سخت نمی گیرد، می خندد، می خنداند

بی مشکل نیست

او طوفان هولناکی را پشت سر گذاشته 

است و قدر داشته هایش را می داند