بهارم...

اگر جای دانه هایت را که روزی کاشته ای فراموش کردی، باران روزی به تو خواهد گفت کجا کاشته ای … "پس نیکی را بکار، بالای هر زمینی… و زیر هر آسمانی…. برای هر کسی... " تو نمیدانی کی و کجا آن را خواهی یافت!! که کار نیک هر جا که کاشته شود به بار می نشیند …

بهارم...

اگر جای دانه هایت را که روزی کاشته ای فراموش کردی، باران روزی به تو خواهد گفت کجا کاشته ای … "پس نیکی را بکار، بالای هر زمینی… و زیر هر آسمانی…. برای هر کسی... " تو نمیدانی کی و کجا آن را خواهی یافت!! که کار نیک هر جا که کاشته شود به بار می نشیند …

پدر...

این روزها بیمارستان مستقر هستیم. از بخش های مختلف بازدید داریم...پرستاران. پزشکان.نیروهای خدمات..با آدم های متفاوتی آشنا میشم...جالبه...

یکی دو هفته ی دیگه باید ماموریت برم تهران...حدود ده روز ماندگار هستیم...روزهای جالبی خواهند بود.پرنسس گفته که برای تولدش به من می پیونده...

.......


خاتون را آوردم برای عمل آب مروارید...با وجود خستگی فراوان از کار حسابی وقت گذاشتم براش. عمدا انداختم این تعطیلات که بتونم ازش مراقبت کنم.... طفلک برای ۴ تا بجه قد و نیم قد هم پدر بوده هم مادر... حقوق یا درآمد ثابتی نداشته...یه عالمه زمین وباغ کشاورزی بوده با هزاران دردسر و باید مدیریت میکرده....


روز جهانی پدر بود.بغض داشتم و به کدخدای جوان فکر کردم. اگه بودش چه تیپی بودبا وجود عکس های بسیار خوش تیپ اش میشه حدس زد... بابا متولد ۱۳۲۱ بود...

یکی از دوستاش دیروز اومد اداره....گفت من هم بازی بابات بودم.‌کلی تعریف کرد از خاطراتش...یه کتاب قطور چاپ کرده بود از بزرگان منطقه...عکس کدخدای بزرگ و بابا هم توش بود...خاطرات جنگ جهانی دوم رو نوشته بود...

چقدر خوبه که وقتی بگن دختر فلانی هستی ذوق کنی.....


دوست نادیده ی من بسیار متاثر شدم بابت پدر بزرگوارتون....کاش میتونستم درآغوش بکشمت و بگم که درکت می کنم...

عاشقی

من اهل عشق و عاشقی نبودم

اما تو از کنارم رد شدی و 

جانم به دکمه پیراهنت  گیر کرد