ژوتم
یکشنبه 12 مرداد 1399 22:09
وارد مطب شدم. خلوت بود. منشی در حال چرت زدن...از دکتر پرسیدم گفت بخاطر شرایط کرونا فعلا بیمار نمی بینه...زدم بیرون...قدم زنان از پل نمازی به سمت ملاصدرا راه افتادم...فرصت خوبیه...برم کتابفروشی...ماسکم رو محکم می کنم وارد میشم. به سمت قفسه های آخری میرم. جاشونو خوب بلدم...غرق در کتابا میشم.هر جا چشمم به نامی آشنا...